وصیت نامه شهید ایوب کریمی
پنجشنبه, ۰۷ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۰۳
یکم شهریور 1350، در روستای آق داش از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش ولی آقا، فروشنده بود و مادرش رقیه نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه در رشته اقتصاد بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی 1365، در بوارین بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

وصیت نامه شهید ایوب کریمی
                                                                            به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
                                                          (ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتابل احیاء عند ربهم یرزقون)
                                                                                      انا لله و انا الیه راجعون
با سپاس از خداوند ارحم الراحمین که ما را در عصری خلق نمود که بر بندگانش منت نهاد و با تایید روح الله احکام خداوندی به اجرا در آمد و شکر خدا را که ما را نیرو بخشید ،تا بتوانیم از پرتگاه تباهی و فساد که دشمنان برایمان فراهم آورده بودند رها شویم.
خدایا تو توانایی ده تا با دیده قلب بنگرم و مسئولیت بسیار سنگین و حساس خود را در یابیم ما بزرگترین مسئولیتمان ،حفظ اسلام است و در این راه کلیه مصائب را به جان خریداریم،چه کشته شویم و چه بکشیم،پیروزیم و هیچ شکی به راهمان نداریم و به یاری و مدد الهی،تا برقراری عدالت به پیش خواهیم رفت و از چیزی جز خدا نمی هراسیم در پیشرفت فنون و ادوات نظامی هیچگونه خللی در اراده و ایمان ما نخواهد گذاشت.
جنگ نعمتی بزرگ است و زمانی به این نعمت بهتر پی میبریم که به جبهه ها (دانشگاه الهی)بیایند و مستقیماً روی این سفره پر نعمتی از جنوب تا غرب و کردستان گسترانیده شده بنشنید.صدای هل من ناصر ینصرنی ابا عبدالله بلند است و منتظر و جوابگوی شما امت اسلامی است و انتظار دارم شما با داشتن چنین رهبری جامعه مساعدی با قدرت هر چه تمامتر و با شکستن تمام وابستگی ها،اعم از خانه و زندگی و خلاصه تمام چیزهایی که پرده حجاب می شوند و باعث بریدگی از جبهه و رسیدن به خدا می شوند خود را برهانید.
برادران و خواهران:پشتیبان یاران صدیق امام باشید که اینها به منزله پایه ها و ستونهای این انقلابند،با بی حجابی و بی بندوباری شدیداً مبارزه کنید البته در خط اسلام.
خانواده شهدا ، مفقودین،اسرا را فراموش نکنید و به  آنها سرکشی نمایید و وظایفی که بر گردنتان گذاشته می شود با جان و دل پذیرا و در انجام آن کوشا باشید؛مسایل کوچک در بین شما تفرقه ایجاد نکند.برادران در کسب حالات روحی و معنوی کوشا باشید.

چند کلامی دارم با دانشجویان دانشسرای تربیت معلم:ای مجاهدان فی سبیل الله در سنگر علم،آگاه باشید و هیچگاه به خود اجازه ندهید که سکوهای واقعی خالی بماند آگاه و حساس باشیدهمیشه با اتحاد پیش بروید و رموز اتحاد را دریابید،اگر مطالعه می کنید مقدار آنرا دوبرابر کنید من موفق نشدم ولی از شما می خواهم که راهم را ادامه دهید ایمانتان زیاد است ولی قویترش کنید.از همه مسئولان و کارکنان و دانشجویان مرکز حلالیت می طلبم و امیدوارم که شما از خطامام بیرون نشوید و دنباله روی امام باشیدو گفته های او را بجان خریدار باشید و اطاعت کنید و او را تنها نگذارید و در ضمن جبهه ها را خالی نگذارید ما مشکل یک یا دو سال درس را می توانیم تحمل کنیم ولی زحمت و مشکل 1400 ساله اسلام را که ائمه اطهار یکایک فدای آن شدند را نمی توان تحمل کرد.
چند وصیت به خانواده ام:پدر و مادر و برادران گرامیم سلام علیکم،امیدوارم که حالتان خوب باشد و موفق و معید باشید.پدر و مادر عزیزم شما برای من خیلی زحمت کشیده اید من در مقابل زحمات شما نمی توانم جوابگو باشم از شما عاجزانه می خواهم که مرا حلال کنید و از این که فرزند خوبی برای شما نبوده ام مرا ببخشید و از خدا برایم طلب مغفرت کنید.
اگر من لیاقت و سعادت داشتم و شهید شدم برایم گریه مکنید و سیاه نپوشید گرچه می دانم که شهادت من برای شما دشوار است ولی سعی کنید عزاداری و گریه تان همه برای خدا باشد و همه برای ابا عبدالله الحسین(ع).
در شهادت من خیلی ناراحت نباشید زیرا زینب (س)از شما ناراحت می شود.مادرجان! تو یک کشته در راه زینب می دهی ولی زینب (س) 72تن از دست داد و بعداًخیمه هایشان را آتش کشیدند و آنان را به اسارت بردند.مادر جان!بالاخره جواب این آه و ناله هایتان را می گیرید.امیدوارم اشکهایتان دریایی با شکوه و عظمت بسازد و تمام کفر جهانی را بشوید.
از کربلا گرفته تا قدس عزیز این دو پایگاه مقدس که در موقعیت کنونی این دو پایگاه به عنوان دو تکیه گاه استکبار جهانی در منطقه بر علیه انقلاب اسلامی و در جهت نابودی اسلام و ملل مسلمان منطقه است.مادر جان!از کشته شدن من در این راه نگران مباش و غم مخور و افتخار کن که از فرزندانت یکی در راه دین جان به جانان سپرد و بقیه فرزندانت هم برای شهادت آماده اند.برادران امر به معروف و نهی از منکر کنید.
مال و دنیا پرست نباشید،نماز را اهمیت دهید،زیاد قرآن بخوانید و به دیگران هم بیاموزید.خدایا دوست دارم شهیدگردم و مثل سالار شهیدان سربریده شوم و دوباره زنده گردم مثل دستغیب،هر تکه ام یک جا،مثل بهشتی سوخته و چون رجایی خاکستر شوم.
                                         به جنگی تن به تن با خنجر سرخ                                    چکد از سینه هامان اختر سرخ
                                         مسمان کی پذیرد ننگ و تسلیم                                          نمی میرد مگر در سنگر سرخ
من  این راه را (شهادت)عاشقانه انتخاب کرده ام و در مقابل سختی ها و مشکلات آن کاملاًایستادگی می کنم.
  مازنده به آنیم که آرام نگیریم.موجیم که آسودگی ما عدم است.
و قاتلو هم حتی لا تکون فتنته              جنگ،جنگ تا رفع فتنه در عالم
گرچه من لیاقت و سعادت شهادت را ندارم ولی اگر سعادت یاری کرد و شهید شدم و اگر هم جنازه نداشتم که چه بهتر(زیرا دوست دارم که گمنام باشم)و اگر جنازه داشتم ،جنازه مرا در گلزار شهدای محل تولدم ،اقداش بسپارید و از مردم می خواهم که  در تشییع جنازه من شرکت کنند و در مجلس ختمم دوست دارم که شربت و شیرینی (ساده باشد و کم خرج)تقسیم کنند زیرا شهادت برای من بسیار شیرین است و دوست دارم با لباس رزم مرا خاک کنید و در پایان از کلیه برادران و خواهران حلالیت می طلبم و امیدوارم که مرا ببخشید .والسلام
                                                                                                              خدمت گذار اسلام و مسلمین     ایوب کریمی 

منبع اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده