وصیت نامه شهید مجتبی تاجیانی
شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۴۲
یازدهم دی 1346، در شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش ولی ، کارمند اداره جهاد کشاورزی بود و مادرش ستاره نام داشت. دانش آموز سوم متوسطه در رشته تجربی بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. ششم دی 1365، در شلمچه بر اثر موج انفجار به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
متن وصيتنامه شهید مجتبي تاجياني
                                                                  بسم الله الرحمن الرحيم
"قد کان لکم في فئتين التقافئه تقاتل في سبيل الله و اخري کافره يرونهم مثليهم راي العين و الله يويدينصره من يشاء إن في ذلک لعبره لاولي الابصار "

نشانه و آيتي از لطف خدا به شما مومنان اين است که چون در گروه مومن و کافر بايکديگر روبرو شوند گروه کافر گروه مومن را که در راه خدا جهاد مي کنند در برابر خود به چشم بیشتر نگرند و بدين جهت کفار از اهل ايمان ترسان و گريزان مي شوند و خداوند به هر که بخواهد توانائي وياري دهد و البته بدين آيات الهي اهل بصيرت اعتبار جويند.
بنام آن وجودي که وجودم بوجود او بوجود مي آيد.
به نام او زنده به اويم ،به نام او که به اويم،زندگيم به خاطر اوست ،جانم اوست ،معشوقم اوست ،معبودم اوست و خلاصه مقصودم اوست.
با سلام و درود بيکران بريگانه منجي عالم بشريت و رهائي بخش مظلومان از قيد و بند ستمکاران و اميد محرومان در بند عالم حضرت مهدي (عج) ارواحنا فدا و نايب بر حقش خميني کبير اميد مستضعفان جهان و در هم کوبنده کاخ ستمگران و با سلام بر ظفرمندان لشگر توحيد اين عاشقان کربلاي حسيني اينان که با رزمشان لزره بر اندام شرق و غرب عالم مي اندازند.
حمد و سپاس فراوان خداي را که سعادتي اين چنين نصيبم کرد تا مدتي در کنار عاشقان به سر برم.
بارالها تو در قرآن فرموده اي که براي جنگ با کافران سبکبار و مجهز بيرون شويد.با فوج فوج پياده يا سواره آسان يا مشکل (سوره توبه آيه 41) و هم اکنون که اين افتخار را (جنگ با کافران)نصيب من کرده اي از تو مي خواهم که مرا بپذيري و در راه خودت هدايت کني.اي خداي رحمن بر اين بنده گنهکار خود رحم کن و گناهانم را ببخش و مرا از بندگان مقرب درگاه خودت قرار ده.
پروردگارا جهاد در راه تو براي من از عسل هم شيرين تر است .

سخني با پدر و مادر عزيزم و خواهر و برادران مهربانم :
پدر و مادر مهربانم نمي دانم به خاطر زحماتتان به چه وسيله اي از شما تشکر کنم چرا که در وصف اين زحمات قلم ناتوان است و نمي تواند بر روي کاغذ بلغزد و مهمتر از اين زبان هم از بيانش قاصر است و دست اعضاء و جوارح نيز کاري برنمي آيد و متاسفانه هيچکدام نمي توانند جبران مشقات شما را بکنند.
پدر و مادر مهربانم مي دانم که براي من چه رنجهائي کشيده ايد و در مقابل همه مسائل مقاومت کرده ايد و چقدر خون جگر خورده ايد .اما با اين حال دلشاد باشيد چون شما امانتي را سالم به صاحبش برگردانده ايد و امانت داري خوب بوده و هستيد من به شما افتخار مي کنم پس شما هم افتخار کنيد که من در راه خدا شهيد شدم و از سر خطاهايم بگذريد.
بعد از شهادت من شيون مکنيد چرا که من به معشوقم رسيده ام و شما در برابر  مشکلات و مسائل و فراغ من صبور باشيد.
قرآن مجيد مي فرمايد :واصبر علي مايقولون و اهجرهم هجرا جميلا(سوره مزمل -آيه 10 )
و بر طعن و ياوه گوئي کافران و مکذبان صبور و شکيبا باش و به طرز نيکو از آنان دوري گزين.
مادر جان خدا را شکر که مي توانستم مانند مولايم حسين (ع) در مقابل کفار بايستم و به اسلام و انقلاب خدمت کنم.
و اما شما خواهرم از شما مي خواهم که فاطمه (س)و زينب را الگوي خود قرار دهي و زينب وار زندگي کني و از تربيت صحيح فرزندانت لحظه اي دريغ نورزي و بدان که حجاب تو کوبنده تر از خون من است و حجاب تو سنگر توست.

منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده