دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۹
فرازی از وصیت نامه شهید : به آخر صفی که همیشه می گفتم و آن این بود که ما در صفی ایستاده ایم به انتظار چیزی و اگر امروز نوبت ما نشد حتما فردا و فرداها خواهد شد و در این لحظه و بعد از گذشت حدود چهار سال و به فضل الهی نوبت به من نیز رسید
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی ؛شهید بهروز امینی بیست و هفتم شهریور 1341، در شهرستان محلات به دنیا آمد. پدرش بهمن، کارمند اداره مسکن بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. ازدواج کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیست و نهم اسفند 1362، در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است. او را مهدی نیز می نامیدند.

قسمتی از وصیتنامه شهید بهروز امین

به نام خداوند مهربان و با درود و سلام بر رهبر کبیر انقلاب و کلیه شهدای صدر اسلام تا کنون، و کلیه برادران مسلمان و خانواده و همسر بسیار عزیزم
اکنون که به فضل الهی این شهادت نامه را می خوانید آسوده خاطر باشید و بدانید که به معشوق و آرزوی خود رسیده ام و همچنین به آخر صفی که همیشه می گفتم و آن این بود که ما در صفی ایستاده ایم به انتظار چیزی و اگر امروز نوبت ما نشد حتما فردا و فرداها خواهد شد و در این لحظه و بعد از گذشت حدود چهار سال و به فضل الهی نوبت به من نیز رسید و بدانید که با آگاهی تمام و با چشمی باز قدم به این راه نهاده ام و آخر صف را می دانستم و به چه چیزی منتهی می شود، با این حال بیصبرانه منتظر نوبت خود بودم و انتظار می کشیدم و بدانید که اگر شهادت را بیابم سخت در آغوش خواهم کشید و تا نیرو در بازوان هست او را در بغل خویش خواهم فشرد و بدانید که پاسدار شاغل نیست بلکه پاسدار عاشق است و برای رسیدن به عشق خود در صفی همواره ایستاده است.
نکند خدای ناکرده در عزاداری هایی که نمی توانم درخواست عدم برگزاری آنها را به لحاظ دینی بکنم طوری گریه و زاری کنید که کسی صدایتان را به جز خودتان بشنود چون اصلا دوست ندارم که گریه و زاری و ناله همسر و مادرم مرهمی بر زخم کسانی شود که هم سنگرانم آن زخم را بر پیکر آن پلیدان زده و به وجود آورده اند باشد بلکه امیدوارم که به صورتی باشید که هرگاه این افراد شما را ببینند و یا وصفتان را بشنوند دردها در عمق زخمهای آنها اوج بگیرد و مانند زخمی باشد که روی آن نمک پاشیده شده دوست دارم که ببینند و یا وصفتان را بشنوند و دردها در عمق زخمهای آنها اوج بگیرد و مانند زخمی باشد که روی آن نمک پاشیده شده دوستدارم که ببینند همسر و مادرم که شوهر و فرزند خود را از پروردگار عالمیان به طور امانت گرفته بودند هرگز از پس دادن آن به صاحب امانت ناراحت و درمانده نمی شوند و می دانند که این امانت محدود به زمانی مشخص برای پروردگار است.
حال آنکه آنها زمان آن را نمی دانند ولی می دانند امانتی است در دست آنها پس سعی کنید در نگهداری این امانت امین باشید. البته نه مثل من و امثال من بلکه به معنای واقعی امین. آری عزیزانم حالا که انسان فانی است و مدت زمان حیات او در این دنیا از یک لحظه تا صد سال به طور متوسط است و در آخر همانند دیگران بدون اینکه هیچ چیزی با خودش ببرد، برود پس چه بهتر که این عمر فانی را با بهشت که آرزوی همه افراد در همه ادیان می باشد انسان معاوضه بکند.
 آری نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین است
که انسان شرف خود را به خاطر بودن در این دنیا بفروشد.
 آری شهادت آنقدر زیباست که من هرگز به خود جرئت نمی دهم که با قلم ناتوان خود درصدد توصیف آن برآیم. همانا بس که شهادت آرزوی کسانی همچون علی و حسین و .... بود.
آری من نمی توانم و نمی دانم که با چه قلمی حال خود را برایتان بازگویم و بهتر می بینم که برای اینکه آن را خدای ناکرده نتوانم خوب بیان کنم از بیانش روی کاغذ خودداری نمایم.
دوست دارم که جنازه ام پیدا نشود و یا اگر پیدا شد گمنام دفن شود و گریه کننده ای نداشته باشد و یا به قدری تکه تکه شود که قابل دفن کردن نباشد و نمی دانم که اگر خدای ناکرده چنین نشود آیا خواهم توانست در روز قیامت جلوی علی ها و حسین ها و... سربلند کنم و تظاهر به این کنم که من سعی کردم در دوران جوانی ام راه شما، راه اسلام، راه شهادت، راه... را بپیمایم و به ندایتان لبیک گفته باشم دیگر مزاحمتان نمی شوم چون می دانم که هرچه بخواهم بنویسم مادرم و همسرم و کسانی که مرا می شناسند خودشان می دانند بنابراین از تکرار مکررات پرهیز می کنم.
در آخر از کلیه دوستان و آشنایان تقاضای حلالیت دارم و التماس دعا، چون از آخرت و عدل الهی ترسناک هستم دعا کنید که خداوند با ما با رحمش برخورد کند نه با عدلش.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دارد.
مرگ بر آمریکا         مرگ بر شوروی         مرگ بر اسرائیل
مهدی امینی فرزند بهمن متولد 1341 شماره شناسنامه 283 ـ محلات ـ 1362/11/29
تاریخ وصل محبوب    1362/12/29 محل شهادت جزیره مجنون

منبع: اداره ،اسناد هنری انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده