کد خبر: ۴۲۵۰۹۹
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۷ - ۰۹:۴۷
نامه آخر شهید احمدرضا سرلک
انشاالله بزودى شما را شفاعت مى كنم اميد آن كه لياقت شهدا را داشته باشم و السلام
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی ؛ شهید احمدرضا سرلک در دوازدهم شهریور 1343، در روستای لیلان از توابع شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش حسن آقا، کشاورز بود و مادرش ماه سلطان نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. سال 1362 ‏ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. هفدهم فروردین 1365، با سمت فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق بر اثر اصابت ترکش به سر و سینه، شهید شد. مزار او در شهرستان زادگاهش واقع است.

 
بسم الله  الرحمن الرحيم
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا
پروردگارا بدرستى كه ما شنيديم ندا كننده اى را كه ندا ميكرد از براى ايمان كه بگوييد به پروردگارتان پس گرويديم واميدوارم كه ديدار او كاملا" شامل حال ما باشد و در كنار عزيزان از پيش رفته در عملياتهاى قبل رفته باشيم.
سلام خدمت مهدى موعود و سلام خدمت امام و سلامتى امام را از خداوند خواستارم و محتاج دعاهاى او هستم.
اكنون كه چند روزى ديگر به عمليات نمانده است و اميدوارم كه اين عمليات آخرين عمليات من‌باشد و من از روزى‌كه وارد سپاه شدم نظرم اين بود كه در سپاه ساخته شوم و موقعى كه لباسم را بر تن كردم از خدا خواستم كه اين لباس را كفنم قرار دهد.
ميدانستم كه لباس سبز پوشيدن به معناى كفن بر تن كردن است .
اميدوارم كه خداوند بر من ترحم كند و اميدوارم كه اين نفسم در پيشگاه خدا آرام بگيرد و اميدوارم كه كنار ائمه عليه‌السلام و شهدا و صالحين خدا بوده باشم كه چنين مقامى كسب كرده باشم.
إِنَّ اللّه مَعَ الصَّابِرِینَ
خدا با صابرين است.
پدر جان و مادر مهربان من نتوانستم قلب شما را خوب شاد كنم اما شما با آن قلب مهربانتان از من حقير درگذريد چون شما حق زيادى به گردن من داشتيد.
شما مقاوم و صبور باشيد. ان شاالله خداوند به شما عجر عظيمى عنايت خواهد كرد كه چنين فرزندى را در راه خدا بزرگ كرديد و باز به خدا هديه كرديد. اميدوارم كه خدا اين هديه ناقابل را از شما قبول كند.
شما براى من آنقدر زحمت كشيده بوديد تا مرا به اينجا رسانيديد و براى من عروسى گرفتيد و مرا داماد كرديد و جوانى 20 ساله ام كرديد از شما خيلى تشكر ميكنم و در راه خدا داده اید و من خجالت زده شما هستم كه نتوانستم بشما خدمتى‌كرده باشم.
من به برادرانم سلام عرض ميكنم و از آنها ميخواهم كه از اين به بعد در راه اسلام بيشتر كوشا باشند تا من از دست شما راضى باشم و نمازتان را هميشه بر پاى دارید و از اسلام و روحانيت پيروى داشته باشید و سلاح مرا بر زمين‌ نگذارید و با سلاح من قلب دشمنان اسلام را هدف بگيرند.
خواهرانم شما همچون زينب (س) مقاوم واستوار باشيد و مرا حلال كنيد كه نتوانستم براى شما برادر خوبى باشم و حتى وقت آنرا نداشتم كه سرى به شما بزنم  اميدوارم از من‌ راضى باشيد من هم از شما و برادرانم و پدر و مادرم راضى هستم و از شما ميخواهم حجاب خود را رعايت كنيد و فرزندانتان را خوب تربيت كنيد و در راه اسلام هديه كنيد.
و اكنون خدمت پدر زنم سيد آقا حسن موسوى كه اكنون من‌از شما شرمنده ام و ديگر نمى دانم چه بگويم سلام ميرسانم . اميدوارم از من راضى باشيد و شبهاى جمعه ما را فراموش نكنيد و ما را دعا كنيد خدا يار و ياورتان باشد.
پدر جان و مادر مهربان والله دلم ميخواست جبران خدمتهاى شما را بكنم ولى نتوانستم و اين را از چشم كسى نبينيد.
...و انشاالله بزودى شما را شفاعت مى كنم اميد آن كه لياقت شهدا را داشته باشم و السلام

احمد رضا سرلك لشكر 17 على ابن ابوطالب گردان روح ا... تاريخ .3/ 3 / 63
والسلام .



منبع: اداره اسناد هنری انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین