چهارشنبه, ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۵:۵۹
فكر كنيد كه پناه بردن به شهادت فرار از زندگى است. من مى روم كه به كاروان آن شهيدان بزرگوار آن بزرگى مردان راستين اسلام آن بندگان صالحى كه جان ناقابل خود را با خون خود به خداوند تبارك و تعالى تقديم نمودند بپيوندم
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی ؛شهيد ابوالقاسم محسنى در سال 1339‏، در شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش عباس، کارگر شهرداری بود و مادرش بتول نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. یکم خرداد 1361، با سمت فرمانده گروهان در خرمشهر بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.

وصيت نامه شهيد ابوالقاسم محسنى        

بسم الله الرحمن الرحيم
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ۚ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ ۖ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ وَالْقُرْآنِ ۚ وَمَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ
همانا خداوند جان و مال مومنين را به بهاى بهشت از ايشان خريدارى نموده كه در راه خدا جهاد بكنيد پس مى كشند  و خود كشته مى شوند و اين خود سعادت و پيروزى عظيمى است.
 ((( ملتى كه شهادت براى او سعادت است پيروز است امام خمينى)))

بنام در هم كوبنده ستمگران 
با عرض سلام به ساحت مقدس ولى عصر امام زمان(عج)
با سلام و درود بر منجى انسانيت كه از خدا مى خواهم  كه از عمر من بكاهد و به عمر او  بيفزايد و با درود فراوان بر شهيدان اسلام از هابيل تا حسين(ع) و از حسين(ع) تا كربلاهاى ايران . كربلاهاى همچون 15 خرداد - 17 شهريور - هفت تير و 8 شهريور و درود فراوان به رهبر كبير انقلاب و بنيان گذار جمهورى اسلامى ايران امام خمينى
خدايا پروردگار تو خود ميدانى كه من چقدر مشتاق شهادتم و نيز ميدانى كه هدف من شهادت نيست بلكه پيروزى در راه توست اگر توانستم مى كشم و اگر نتوانستم كشته مى شوم ولى در هر حال پيروزى با ما است چون تو خود فرموده اى كه
ان الله يدافع عن الذين امنوا . . . خداوندا چه دليلى بهتر و چه منطقى قاطع تر براى جهاد ما كه فرموده اى و جاهدوا فى سبیل الله .
پروردگار اينكه تو را شاهد مى گيريم كه آگاهانه به جبهه خود مى روم براى جهاد در راه تو و در راه به تحقق رساندن جمهورى اسلامى در برابر دنيا
خدايا خدايا اينكه كه ما با دنيا طرف شده ايم تنها تو را داريم و راهنمائيهاى اين مجاهد و اين ابر مرد زمان  امام خمينى
اماما اينك سخنى با شما دارم اى كه قلب هاى ما را تسخير كرده اى و اگر تو نبودى انقلابى در اين سرزمين تا صدها سال ديگر رخ نمى داد و اگر تو نبودى ما به درجه رفيع شهادت كه قله رفيع انسانيت است نمى رسيديم. اما من هميشه مى ترسيدم كه جنگ تمام شود و من به فيض شهادت نرسم و تو اى امام از ما راضى باش كه براى احياى دين و دفاع از حسين زمان تمامى اعضاى دل و جانمان را هديه ميدهيم تا اسلام و قوانين حيات بخش آن در سراسر جهان گسترش يابد خدايا من با آگاهى و با شناخت و با يقين مى روم به سوى جنگ به سوى جهاد به سوى خدا به سوى شهادت و به سوى سعادت
خداوندا مرا در يارى نمودن به اسلام عزيز كمك كن تا دين خويش را ادا نمايم خداوندا تو ميدانى كه من بسيار ضعيف تر از آنم كه بتوانم خدمتى به اسلام بنمايم ليكن جسمى ناتوان در اختيار دارم كه البته در اختيار توست و آن را در راه تو اى پروردگار بزرگ و دادگر قربانى خواهم كرد پس مرا در كارهايم موفق بدار
خداوندا از تو ميخواهم كه توفيق شهادت را نصيبم كن مرگ پرافتخارى كه بارها به آن نزديك شدم ولى نصيبم نشده است شايد لايق شهيد شدن نباشم زيرا كه شهيد مقامى والا را دارد و من فردى گناهكار و خوارم.
بار پروردگارا اى رب العالمين اى قلوب الطالبين تو را شكر كه شربت شهادت اين يگانه راه رسيدن انسان به خودت را به من بنده فقير و حقير و گناهكار خود ارزانى داشتى تو را شكر كه اين تنها نعمت پسنيده خودت را به اين انسان ذليل عطا فرمودى و من تنها راه سعادت خويش را شهادت در راهت يافتم و چه زيباست كه من با زبان كوچك خود علاترين و ارزشمندترين ارزشها را گرفتم و اين نيست مگر لطف و عنايت پروردگار نسبت به بنده اش و من از همگى ميخواهم كه با مرگى شرافتمندانه بميرند زيرا وقتى فكرش را مى كنى دنيا مردن است و همه ما خواهيم مرد ولى اين مرگ بايد شرافتمندانه باشد و بالاخره من در راه هدفم كه اسلام است كشته شدم و افتخار مى كنم به اين مرگ
اما چند جمله اى كه به خانواده خود دارم اين است كه هيچ گاه امام و روحانيت را تنها نگذاريد اگر همه مردم يك طرف و روحانيت يك طرف رفتند شما دنبال رو راه روحانيت باشيد چون تنها راه سعادت شما در اين راه است.
و هيچ گاه از خون ناقابل من كه در راه اسلام ريخته است سو استفاده نكنيد. و ديگر اينكه براى شهادتم اشك  نريزيد.
پدر و مادر عزيز اگر بارى بر دوش شما بودم مرا بخشيد و مبادا فكر كنيد كه پناه بردن به شهادت فرار از زندگى است. من مى روم كه به كاروان آن شهيدان بزرگوار آن بزرگى مردان راستين اسلام آن بندگان صالحى كه جان ناقابل خود را با خون خود به خداوند تبارك و تعالى تقديم نمودند بپيوندم                                         والسلام
همسنگران ما را در اين ره گفتگوهاست              دريا دلان در پيش رو درياست درياست
راهى پر از خوف و خطر در پيش داريم                 بايد كه در راه هدف سر ببازيم
بايد كه از دستان خود زنجير سازيم                        سرباز روح الله شويم و سر ببازيم
                                                  
قربان شما ابوالقاسم محسنى  30/11/60

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده