سالروز شهادت فرمانده شهيد سياوش اميرى
سه‌شنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۳
شكر خدا ميكنم كه قدرى مهلتم داد تا اسلام واقعى را بشناسم و در خاموشى جهل از دنيا نروم.

نوید شاهد استان مرکزی،فرمانده شهید سیاوش امیری در پانزدهم شهریور 1339، در شهرستان شازند به دنیا آمد. پدرش امامقلی، کارمند کارخانه قند بود و مادرش ایران خانم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. سوم آذر1360، با سمت فرمانده گردان علی ابن ابی طالب در شیاکوه توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.


وصيتنامه فرمانده شهيد سياوش اميرى

الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ

آنانكه ايمان آورند و از وطن و شهر خود هجرت گزيدند و در راه خدا  با مال و جانشان جهاد كردند و آنها را نزد خدا مقام بلندى است و آنان رستگاران و سعادتمندان دو عالمند .

با درود فراوان به رهبر انقلاب و امت شهيد پرور ايران و درود به شما پدران و مادرانى كه با پيروى از امام امت و ياران باوفاى او مخصوصا روحانيت مبارز او را يارى مى دهيد .

درود بر شما پدران و مادران كه على اكبر هاى بسيارى را روانه ميدان كرديد . درود بر شما امت مسلمانان كه به نداى هل من ناصر ينصرنى  حسين زمان خمينى كبير لبيك گفتيد و در صحنه آزمايش موفق شدید. آزمايشى كه خداوند براى بندگان خود گذاشته است همانطور كه خداوند مى گويد :  أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ .  گمان مى كنيد به بهشت داخل خواهيد شد بدون آنكه خدا امتحان كند و آنان كه جهاد در راه دين كرده و آنها كه در سختيها صبر و مقاومت كنند مقامشان بر عالمى معلوم گرداند. (آل عمران /141)

به ياد بياوريد زمانيكه جريان شهادت حسين (ع) را مى شنويد با خود مى گفتيد اى كاش ما بوديم و در ركاب حسين (ع) با يزيديان مى جنگيديم  و او را يارى مى كرديم و هرگز دست از يارى و جهاد در راه او را برنمی داشتیم. و جانها مى داديم . و حالا همان زمان و آزمايش و امتحان براى شما پيش آمده است زمان حسين زمان خمينى كبير است. وَ لَقَدْ کُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ . شما است كه با كمال شكر آرزوى كشته شدن در راه دين مى كرديد. پس از آنكه دستور جهاد براى شما مسلمين بيايد . پس چگونه امروز كه به جهاد مامور شديد سخت از مرگ نگران مى شويد.( آل عمران /142)

شكر خدا ميكنم كه قدرى  مهلتم داد تا اسلام واقعى را بشناسم و در خاموشى جهل از دنيا نروم. انقلاب اسلامى باعث شد من از لاك خود بيرون آيم و دوروبرم را بنگرم و به زندگى از ديد ديگرى نگاه كنم . آرى امام كارى بس عظيم كرده وى باعث شد دنيا از خواب بيدار شود و انسانيت را دوباره ياد آورد. و من از زمانى  توانستم به راه واقعى اسلام بيايم كه پا به سپاه پاسداران نهادم و از وجود درونى سپاه استفاده كنم. و بهتر به مكتبم آشنا شوم . تا آنجا كه خونم را نثار اين مكتب مى كنم و من قلبم روشن است كه اسلام پيروز است مرا از شهادت باكى نيست شهادت مانند مادرى است كه تنها فرزندش را در آغوش مى كشد. شهات نقطه اوج آرزوى مسلمين است، شهادت قله رفيع انسانيت است ما به آغوش شهادت مى رويم و به سويش پرواز مى كنيم. چند جمله اى با تو پدر و مادر صحبت مى كنم :

پدر جان درود بر تو كه چون ابراهيم فرزند خويش را به فرمان خداى بزرگ به قربانگاه فرستادى بدان و آگاه باش كه اسماعيلت هرگز از فرمان بارى تعالى سر باز نمى زند و مرگ در راه خدا را جز سعادت مى دانم و زندگى را جز جهاد در راه عقيده درست نمى دانم و شهادت را جزء بهترين نعمتهاى خداوند مى دانم. شما بايد در اين برهه از زمان براى فرزندتان آرزوى پيوستن به على اكبر حسين (ع) را داشته باشيد . و بر خود بباليد كه امانت خدا را به خدا برگردانيد.

پدر جان اميدوارم كه بى تابى نكنيد كه اين كار از اجر شما مى كاهد. انسان براى گذراندن امتحان در اين جهان آفريده شده و تمام كارها و مسائل براى امتحان است و فرزنددار شدن جزيى از اين امتحان مى باشد. فرزند امانتى است پيش شما از طرف خداوند كه در موقع لزوم آن را بايد پس دهيد وانگهى اين مرحله براى همه مى باشد : ( انا لله وانا اليه راجعون)  پس چه خوب است آدمى در راه خدا از اين مرحله بگذرد.

پدرجان تو براى من زحمت بسياركشيدى و به من اسلام آموختى .من جز زحمت و اذيت  براى تو كار ى نكردم . اميدوارم كه مرا ببخشى .

مادر جان سلام بر تو كه بالاخره بر احساس مادرانه ات پيروز شدى و فرزندت را روانه ميدان نبرد با كفار كردى من به وجود تو افتخار مى كنم كه مادرى از سلاله فاطمه زهرا هستى. حال وقت آن رسيده كه رسالت زينب را از خود نشان دهى . گريه نكن بخند خوشحال باش و با خنده خود مشت بر دهان ياوه گويان بزن .



  منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

 

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده