وصیتنامه شهید حمیدرضا رجبی
سه‌شنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۰۳
لحظه ای بر کنار سنگر می نشینم بیاد شما افتدام که اینبار چه هدیه ای برایت بیاورم که جاودان باقی بماند ، و چه هدیه ای بهتر از شهادت.
نوید شاهد استان مرکزی، شهید حمیدرضا رجبی در یکم فروردین 1338 ‏، در روستای راونج از توابع شهرستان دلیجان به دنیا آمد. پدرش علی اصغر و مادرش خاتون جان نام داشت. در حد دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند. به عنوان ستوان دوم نیروی زمینی ارتش در جبهه حضور یافت. سوم آذر ‏1360، در دزفول بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

وصیتنامه شهید حمیدرضا رجبی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام گرم بر شما ای پدر و مادرم. لحظه ای بر کنار سنگر می نشینم بیاد شما افتدام که اینبار چه هدیه ای برایت بیاورم که جاودان باقی بماند ، و چه هدیه ای بهتر از شهادت.در این ماه خون چه ارمغانی بالاتر از ارمغان حسین(ع) است. در این روزها چه استوار در سنگرم می ایستم گویا به که مهمان حسین باشیم اگر این طور شد که آرزوی آن را می کشم تمناهایی دارم که خشنودی من به مرحله اجرا درآوردن شماست.

اولا: پدر و مادر این بار که رفتم سخنی کردی که عازم زیارت مرقد مطهر امام هشتم هستم و من هم در جواب گفتم عازم قبر سرور شهیدانم به امید آنکه خداوند زیارت هر دویمان را قبول گرداند ولی پیامی دارم و آن «ان الله مع الصابرین» (خداووند با صبر کنندگان و شکیبایان است)و  پیامی بر تو ای برادر بزرگتر که همیشه رهنمای من در این کارها بودی و چه خوب مرا تشویق به ماندن در سنگر می کردن سلامت می رسانم و از تو می خواهم که این گونه رهنمای آن برادرم هم باشی می دانم که در انتظار آمدنم روز شماری می کنی ولی این گفته خداست که در راه مبارزه و احیای دین «فیَقتَلون و یُقتلون» (بکشید و کشته شوید) .

هم اکنون که این نامه را می نویسم از شوق شهادت اشک در چشمانم جاری و در پوستم نمی گنجم ای خدا یعنی راستی من لایق شهادت می باشم؟ و آیا این سعادت مرا نصیب خواهد شد؟ چرا که من و سایر سربازان حسین زمان این آرزو را بر دل داریم. وصیتی دارم و آن اینکه این مجاهد کبیر، خمینی عزیز را که به حق فرستاده ای از درگاه ایزدمنان است یاری کنید همانطور که برادر شهیدمان محمود توصیه کرده بود که امام را تنها نگذارید و خواهش من هم همین است در پایان اگر به این فیض عظیم الهی نایل شدم مرا در کنار همسنگرانم «قاسم و محمود» به خاک بسپارید و بر سر خاکم فریادی حسین گونه بر آورید که هیهات من الذله

و پیامی برای اهل ده (راونج) این همشهریان محترم و متدین که از انقلاب شما با چه زبانی سخن و قدردانی کنم همه سال و همیشه اوقات مراسم تاسوعا و عاشورا را آن گونه برگزار کنید که ائمه اطهار از شما خشنود شوند.

والسلام علی عبادالله الصالحین و الشهداء و الصدیقین

60/8/27


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده