وصیتنامه شهيد مسلم قاسمى
سه‌شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۴
خداوندا تو خود شاهدى كه حق هيچكس از خانواده ام و دوستانم را ادا نكرده ام و اى كاش مى توانستم حق ولى فقيه و رهبرم را ادا كنم اى كاش مى توانستم مفهوم گريه هاى نيمه شب امام را درك كنم و اى كاش مى توانستم حق محبتهاى دوستان را اداء مى كردم .

نوید شاهد استان مرکزی،شهيد مسلم قاسمى یکم اردیبهشت1344 ‏، در شهرستان دلیجان به دنیا آمد. پدرش کریم، کارگری می کرد و مادرش فاطمه سلطان نام داشت. تا پایان دوره ‏متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. پاسدار بود، سال 1366 ‏ازدواج کرد. یازدهم آذر1368 ‏، در اهواز هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

ای کاشک مفهوم گریه های نیمه شب رهبرم را درک کنم

وصیتنامه شهيد مسلم قاسمى

بسم الله الرحمن الرحيم

شهادت مى دهم به يكتائى خداوند تبارك و تعالی و اينكه پيامبر (ص) رسول او و على (ع) جانشين برحق رسول اكرم (ص) می باشد.

طبق معمول باز مى خواهم به جبهه بروم و گفتم براى چندمين بار وصيتنامه اى مى نويسم شايد اينبار فرجى باشد. داشتم فكر مى كردم كه انسان فقط يك بار است كه خوب به جبهه مى رود و ان لحظهاى مى باشد كه به شهادت ميرسد هرچند كه مدتها در جبهه باشد و اجر شهيد را هم بگيرد ولى آن يكبار است كه انسان با همه اخلاص پا را به جبهه مى گذارد و فكر مى كنم آن همه جبهه ها آمدن ها براى پاكسازى كاملى است كه براى يك لحظه آخر بوجود مى ايد و من اين مطلب را با ماندن در جبهه و حسرت بر رفتن شهيدان براى خودم به اثباط رسانده ام.

من چه بايد وصيت كنم كه حق تمام مردم را ادا كرده باشم الا وصييت براى حفظ اسلام و شناخت فرهنگ آن و دل را با غلطيدن در برنامه هاى مكتب به اطمينان رساندن بعضى از شما انسانهاى که به يكجا مى رويد؟ شما كه بند هاى دلتان را با بند هاى دنيا محكم گره كرده ايد كه هيچ دردى از اين رنجهاى انسانهاى محروم را درك نمى كنند و با مربوط دادن حفظ اين جبهه ها به ديگران خود را از ان ساقط كرده ايد و گوش خود را گرفته ايد تا نداى پى در پى امام و گريه هاى درد آلوده مادران شهيد داده و كودكان يتيم را نشنويد و چشمهايتان را بسته ايد تا مصيبتهاى مردم را به چشم نبينيد. تا خود در كنار همسرانتان آرام بياساييد. ديگر باز ايستيد كه به قول امام على (ع ) هيچ چيز اين بنده هاى دنيا را از جان شما پاره نمى كند الا در زير دندانهاى مصيبتها شما ها اى انسانها كمى سستى تن و روح را بشكنيد و هجوم روحى داشته باشد كه خداوند همه را در راه خود آمايش مى كند .

خداوندا تو خود شاهدى كه حق هيچكس از خانواده ام و دوستانم را ادا نكرده ام و اى كاش مى توانستم حق ولى فقيه و رهبرم را ادا كنم اى كاش مى توانستم مفهوم گريه هاى نيمه شب امام را درك كنم و اى كاش مى توانستم حق محبتهاى دوستان را اداء مى كردم و اى كاش دردى از درد هاى اين مردم معصوم را درمان مى كردم.

خدايا هركدام از اين برادران كه در جبهه ها بخصوص در عمليات والفجر 8به شهادت مى رسيدند ميدانى كه خدايا زخمى بر قلبم بجا مى گذاشتند. تا جائى كه خدايا تقاضاى مرگ مى كردم و تنها وصاياى و هدف آنها بود كه مرا آرامش ديگرى مى بخشيد. من در اينجا چند كلمه اى با شما مردمان شهيد پرور سخن مى گويم .

سلام و درود بر شما كه جبهه ها را گرم نگه داشته ايد سلام و درود بر شما كه پسرانتان را به جبهه مى فرستيد و سلام بر شما كه ولايت فقيه را قبول داريد و از دستورات آن اطاعت مى كنيد برادران از شما مى خواهم كه جاى من را پر كنيد كسى نيست كه اسلحه مرا بردارد الان روى زمين افتاده است منتظر است كه يكى از برادران ان را بردارد برادران خواهش مى كنم كه امام را تنها نگذاريد و مانند مردم كوفه نباشيد كه امام  حسين (ع) را در سخت ترين شرايط تنها گذاشتند به جبهه ها روى آوريد تا امام حسين (ع) ما را در قيامت شفاعت كند. نگاه كنيد به اين شهيدان - دليرى - صفرى - شفيعى - قاسمى و غيره اينها راه شان راه خدائى بود پس چرا ما نبايد در اين راه قدم بگذاريم. چه افراد هاىی با چه وضعى شهيد مى شوند برادران هنوز دير نشده بيائيد و همگى يا لااقل آنهايى كه مى توانند سلاح بدست بگيرند و به جبهه ها بياند و در آخر از همه شما مى خواهم كه راه كليه شهداى اسلام را ادامه دهيد.


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده