چهارشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۳۲
خداوند شما را مورد امتحان قرار داد تا ببيند كدام تان راستگو هستيد و كار اين جنگ را آنقدر به درازا كشاند تا همگى امتحان خود را پس دادند.

نوید شاهد استان مرکزی، شهيد مرتضى قاسمی در ششم اردیبهشت1341، در روستای خان آباد از توابع شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش شعبانعلی، کشاورز بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ‏ابتدایی درس خواند. کارگر بود، سال 1352 ‏ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. سوم بهمن 1365 ‏، با سمت کمک تیربارچی در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سر، شکم، دست و پا، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.


وصيت نامه شهيد مرتضى قاسمی

بسم الله الرحمن الرحيم

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

هرگز گمان مبريد كساني كه در راه خدا كشته شده اند مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد خدا روزى مى خورند.

السلام عليك يا ابا عبدالله و على الارواح التى حلت بفنائك عليك منى سلام الله  ابدا ما بقيت و بقى الليل و النهار و لا جعل الله  آخر العهد منى لزيارتكم

اينكه كه كاروان عاشقان قبر ابا عبد الله از جبهه هاى حق عليه باطل عازم كربلاى حسينى هستند و مى روند تا با عزم و اراده راسخ و استوار خود بر آند تا آخرين رشته هاى ظلم و ستم را از بيخ و بن بر كنند. بر خود لازم دانستم كه به  خيل عاشقانه  وارسته  از دنيا و به جمع سپاهيان محمد (ص) بپيوندم باشدتا با شركت خود دين خودرا نسبت به خون شهيدان اداء نموده باشم و فرداى قيامت ديگر پيش روى جوانان 18 ساله امام حسين رو سياه نباشم  و اما شما اى امت شهيد پرور ايران ، و اى زنان و مردان با ايمان و اى كسانى كه يك عمر مى گفتيد اى كاش روز عاشورا با حسين بوديم و او را يارى مى كرديم

خداوند شما را مورد امتحان قرار داد تا ببيند كدام تان راستگو هستيد و كار اين جنگ را آنقدر به درازا كشاند تا همگى امتحان خود را پس دادند ، يك سرى صادق بودند و راستگو آمدند و جهاد كردند چه با جانشان و چه با مالشان‌و گروه ديگر دروغ مى گفتند و حتى از پست جويى در راه اين جنگ و انقلاب مضايقه نمودند . اى جوانان در را جهاد و فى سبيل الله به على اكبر امام حسين اقتدا كنيد و پيران ما بايد به حبيب بن مظاهر و زنان ما بايد در كار دين به فاطمه و زينب و سميه اقتدا كنند. نكند در بستر خواب بميريد. بكوشيد قبل از آنكه مرگ به سراغ شما بيايد شما خودتان به سراغ مرگ برويد. نكند زمانى كه عده اى از جوانان وطن در دل سنگر شهيد مى شوند شما در بستر گرم بمييد كه على (ع) در مهراب به شهادت رسيد و حسين در صحراى داغ و سوزان كربلا..

پدر و مادر عزيزم اميداوترم كه در شهادت من زياد گريه نكنيد و از شما حلاليت مى طلبم ، چون كه شما يك عمر زحمت مرا كشيده ايد و از برادران و خواهرانم مى خواهم كه در راه خدا قدم بردارند  بجز راه خدا راه ديگرى نروند و از تمام دوستان و فاميل مى خواهم كه جبهه را خالى گذارند  راه شهيدان را ادامه دهند در ضمن من را در نزديكى قبر نبى خاك كنيد چونكه من به دنبال نبى بودم و به راه او رفتم و راه نبى راه حسين بود در آخر از تمام مردم ده طلب بخشش را دارم .

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته روحش شاد و راهش پر رهرو باد!.

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی


 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده