جمعه, ۰۷ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰
از خداى تبارك و تعالى مى‌خواهم موعد شهادتم زمانى باشد كه لياقت آنرا داشته باشم و گناهانم پاك باشد چون زندگيم سراپا خسران و زيان بوده است و اگر رحمت خداى نباشد واى برما.

نوید شاهد استان مرکزی،شهید حبیب ابراهیم آبادی یکم فروردین 1342 ‏، در روستای ابراهیم آباد از توابع شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش حسین، کشاورزی می کرد و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1362 ‏ ‏ازدواج کرد. از سوی بسیج درجبهه حضور یافت. ششم تیر 1362 ، با سمت تیربارچی در مهآباد هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است.


وصيت‌نامه شهید حبیب ابراهیم آبادی


بسم الله الرحمن الرحيم

مَن طَلَبَنی وَجَدَنی، مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ

آنكس كه تو را شناخت جان را چه كند            فرزند و عيال و خانمان را چه كند          

ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى               ديوانه تو هر دو جهان را چه كند

سخن امام حسين (ع) را فراموش نمى كنم كه  فرمود: اى خوشا مرگى كه در راه خدا باشد. و اين سرآغاز حركت و انقلاب حسين (ع)  است و عملا هم ثابت نمود.

خدايا من كه در جهت تو و اسلامت كارى نكردم، باشد تا قطره‌هاى ناقابل و بى‌ارزش خونم بتواند همچون پيامى وحدت بخش در امت خداپرست و مسلمان اثر گذاشته و جلو حركتهاى ضد خدا و انقلاب و نيز جلوى افراد شايعه‌ پراكن و منافقين را بگيرد

هم‌اكنون كه اين متن را مى‌نويسم نمى‌دانم آيا ارزش شهادت را در راه خدا دارم يا نه؟ و آيا به آن درجه رسيده‌ام كه اين امتياز خدائى نصيبم شود؟

فقط از خداى تبارك و تعالى مى‌خواهم موعد شهادتم زمانى باشد كه لياقت آنرا داشته باشم و گناهانم پاك باشد چون زندگيم سراپا خسران و زيان بوده است و اگر رحمت خداى نباشد واى برما.

اما سخنى با خانواده‌ام

پدر و مادر مى‌دانم كه براى من  زحمت فراوان كشيده‌ايد و من نتوانستم سرسوزنى جبران زحمات شما را بكنم اميدوارم آن زحمات و زنجها را كه براى من كشيده‌ايد من را ببخشيد زيرا اگر من را نبخشيد مرا در آتش جهنم خواهند سوزاند. پدر و مادر من طاقت سوختن در آتش جهنم را ندارم من را ببخشيد اما پدر و مادر من بدانيد كه من به جاى دورى نرفته ام و در نزد خدايم هستم و باز بدانيد كه تحمل شما به اين مصيبت روح مرا شاد مى كند و شكايات و ناراحتى و خداى ناكرده كفر گفتن شما مرامعذب مى كند.

 1- از برادران و خواهرانم مى‌خواهم كه راه خدا را بشناسيد و بخدا نزديك شوید و نماز بگذارید . كه نماز داروى هر دردى است و بدانيد كه من راه حقى را پيموده‌ام و با آگاهى كامل اين راه را رفته ام و از شما مى‌خواهم راه شهدا را خالصانه و صادقانه انجام دهيد.

2-  اگر خداوند لياقت شهادت را به من بدهد براى من ناراحت نباشيد. مگر خون من سرخ تر از خون شهداى ديگر است از شما مى‌خواهم كه ناراحت نباشيد.

3- به تمام اقوام و خويشان وصيت مى كنم كه پيرو اسلام و ولايت فقيه باشيد زيرا اگر پيرو آنها نباشيد شما به عذابى دردناك گرفتار خواهيد آمد.

4- اگر جسد من پيدا نشد پدر و مادرم مبادا گريان باشيد زيرا همانطورى كه جانم در راه خدا رفت جسمم هم در راه خدا برود و اگر پيدا شد پيش شهدا خاكم كنيد

5- از كليه برادران انجمن اسلامى مى‌خواهم كه پيرو اسلام و ولايت فقيه باشيد زيرا اگر پيرو ولايت فقيه نباشيد شما هلاك خواهيد شد زيرا ولايت فقيه مانند مين يابى مى‌ماند كه جلوى مى‌رود و مينها را خنثى مى‌كند راه را باز مى‌كند و ديگران دنبال آن حركت مى‌كند اگر پيرو او نباشيد روى مينها خواهيد رفت و هلاك خواهيد شد.

والسلام


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی  

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده