سه‌شنبه, ۲۵ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۱۱
پدر بزرگوارم سعی کنید که بجای اینکه از مرگ من ناراحت باشید خوشحالی کنید و شکر خدا را بجا اورید که چنین فرزندانی را به شما عطا کرده که در راهش قربانی کنید.

نوید شاهد استان مرکزی، شهید اکبر انصاری  چهاردهم آذر1347 ، در شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش دوالفقار، کارگر بود و مادرش معصومه نام داشت. دانشجوی سال اول در رشته الکترونیک بود، از سوی جهاد سازندگی به عنوان جهادگر در جبهه حضور یافت. چهاردهم تیر1367 ، با سمت کمک راننده در حلبچه عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره ‏به سر و سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.


وصیت نامه شهید اکبر انصاری 

بسم الله الرحمن الرحیم

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءعند ربهم یرزقون

و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنها زنده اند و نزد خدایشان روزی می خورند  

با سلام و درود بر مهدی موعود (عج) و سلام بر نائب برحقش امام خمینی و رزمندگان اسلام و سلام و درود بر ملت شهید پرور و شهدای گلگون کفن اسلام از آغاز تا کنون .

اینک که وصیت نامه ام را آغاز می کنم با خود فکر می کنم که آیا من هم لیاقت آن را دارم که مورد قبول درگاه خداوند واقع شوم و لطف عظیم الهی شامل حالم شود و من هم به شهدای عزیز و گرانقدر اسلام ملحق شوم یانه .

اما اگر این فیض با عظمت الهی نصیبم شد و در این امتحان قبول شدم از شما ملت سلحشور و قهرمان پرور میخواهم که تا می توانید با مال و جان خود اسلام و امام عزیزمان را یاری کنید و نگذارید همچون امام حسین لحظه ای تنها باشد و بدانید که اگر چنین مسئله ای اتفاق بیفتد که در نزد خداوند مسئول خواهید بود و هیچگونه عذری نخواهید داشت و وای به حال کسی که به بهانه های مختلف خود را از این انقلاب کنار نگه دارد. و از شما می خواهم برای پیشبرد دین مقدس اسلام  و اهداف مقدس اسلامی تمام سعی و کوشش خودتان را بکنید و انشا الله و این نبرد مقدس را تا پیروزی کامل ادامه داده و بدانید که وعده خدا حق است و برطبق آیه شریفه (انا فتحنا لک فتحا مبینا)عاقبت ما پیروزیم و هیچ شکی نیست که این دین جهانی خواهد شد و ریشه همه کفرها و دو رویی ها را خواهد کند.

به امید آنروز و اما شما ای پدر بزرگوارم سعی کنید که بجای اینکه از مرگ من ناراحت باشید خوشحالی کنید و شکر خدا را بجا اورید که چنین فرزندانی را به شما عطا کرده که در راهش قربانی کنید و از شما می خواهم که مرا حلال کنید و ببخشید و شما ای مادر عزیزاز شما می خواهم که زینب وار رفتار کنیدو قهرمانانه در همه مجالس مانند او سعی کنید که منافقین را رسوا کرده و چهره کریه و زشت و اهداف پلیدشان را آشکار کنید همگی مرا حلال کنید .

من طی این عمر کوتاهی که کردم نتوانستم آنطور که شایسته است شکر نعمتهای خدا را بجا آورم و دین خود را نسبت به اسلام عزیز و مردم مسلمان ادا کنم و امیدوارم که خداوند از سر تقصیرات ما در گذرد و ما را از آتش جهنم نجات بخشد .

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاتة

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار .از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیفزا

رزمندگان اسلام نصرت عطا فرما


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده