شنبه, ۲۹ تير ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۳۵
ياران چه غريبانه و عاشقانه رفتند از اين خانه پر از درد و غم دنيا و ما در پس کوچه هاي اين دنيا مانده ايم و حرکتي نداريم و هر روز مي گذرد و لحظه هاي عمر سپري مي شود و دوستان ما حرکت خود را ادامه دادند و به لقاءالله پيوستند.

نوید شاهد استان مرکزی، شهید محسن صفری یکم خرداد 1347، در شهرستان محلات به دنیا آمد. پدرش ولی اله، فروشنده ‏بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سپس به تحصیل در حوزه علمیه پرداخت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم تیر 1365، در مهران هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.



وصیتنامه شهید محسن صفری

بسم الله الرحمن الرحيم

"ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون و عدا عليه حقا في التوريه و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذي بايعتم به و ذلک هو العزيز العظيم."

مکتبي که شهادت دارد اسارت ندارد (امام خميني )

ياران چه غريبانه و عاشقانه رفتند از اين خانه پر از درد و غم دنيا و ما در پس کوچه هاي اين دنيا مانده ايم و حرکتي نداريم و هر روز مي گذرد و لحظه هاي عمر سپري مي شود و دوستان ما حرکت خود را ادامه دادند و به لقاءالله پيوستند.

خدايا ما را هم خدمت بده تا بتوانيم حرکت آنها را ادامه بدهي و به لغايت برسيم ما هر روز شاهد پرپر شدن گلهاي داوودي کشورمان هستيم و به مسئوليت خود مي افزائيم ولي اين افزايش مسئوليتمان را درک نمي کنيم و در همان راه که هستيم مي روي و از آنها ياد نمي گيريم که چه راهي برويم و راهمان را تغيير بدهيم زيرا به قول معروف اين رهي که ما مي رويم به ترکستان است و هر روز مي گذرد و ما گاهي وجدانمان به ما نهيب مي زند اي آدم تو براي چه به دنيا آمدي و براي چه اينجا آمدي و به کجا خواهي رفت و گاهي درد و غممان مرا مي گيرد و اينجاست که ما خدا خدا مي کنيم و به اصطلاح توبه مي کنيم ولي وقتي نهيب وجدان و غمها از بين رفت به همان ره اول

برمي گرديم و نه اينکه اصلا توبه نموده ايم و از خدا طلب آمرزش کرده ايم پس خدايا قدرت بده تا راهمان را فوض همان راه شهدا را بپيمائيم.

عاشقان الله رفتند عاشقانه بسوي هدف خويش به شهادت رسيدند و ما چون سنگي محکم در اين دنيا ايستاده ايم و به عشق هاي مجازي و لذات مجازي چشم دوختيم ما کجا و آنها کجا .

خدايا  عشقمان ما را هم را عشق حقيقي بگردان و مرگ ما را شهادت در راه خود قرار بده.

خداوندا من اميدم به رحمت زياد است و مي دانم که تو ارحم الراحميني و من هم مخلوق گنه کار تو هستم و چشم به رحمت تو دوختم زيرا اگر ما را نيامرزي و رحمتت را شامل حال ما نکنی در آن دنيا روي سياه چطور تو را ملاقات کنيم زيرا ما عاشق لقايت هستيم.

معبودا از خانه که پا گذاشتم بيرون و به سوي جهاد في سبيلک آمدم  فقط امدم و عشقم به پيروزي مسلمين در اين جنگ و شهادت خودم بود.

خدايا اگر با اين عشق و اميد پاسخ ندهي پس به کجا روي آورم غير از تو الهي و ربي من لي غيرک.

خداوندا من عقيده و ايمان دارم به نازل کردن خاتم الانبيا و الاوصيا و به ولايت و امامت علي ابن ابيطالب و يازده امام ديگر

معبودا مرا از مومنين و اولياء خاصه ات قرار بده و در آن دنيا رحمتي که شامل اولياء خاصه ات مي کني شامل من هم بکن.

خدايا معبودا شهادت را نصيبم بگردان که فقط مي توانم به وسيله شهادت خونين به لقايت بشتابم زيرا که شهدا نظر مي کنند به وجه الله.

خدايا چطور مي توانم درد دلم و آرزويم که لقای تو است با اين زبان الکن و اين قلم بيان کنم تو خود به قبلم و آرزويم آشنا و آگاهتري پس خدايا مرا به آرزويم برسان.

خدايا دوست دارم با ريختن خونم اين مکتب اسلام آبياري شود و در کل جهان گسترش يابد و دوستان تو و دوست دوستان تو به پيروزي برسند و دشمنان تو و دوست دشمنان تو نابود بشوند و از زمين محو بشوند

خدايا دوست مي دارم که با ريختن خونم به زمينه سازي ظهور حضرت آقا امام زمان کمک شده باشد.

و شما اي پدر و مادر چطور در اين نامه به شما سلام برسانم و چطور بگويم که سلام من فقط مي تواند دل تسلي براي شما باشد و نمي تواند به طور کامل شما را خشنود بگرداند ولي مادر و پدرم اسلام احتياج به اين خونها و به اين معلوليتها و به اين اسير شدنها دارد و اگر من وامثال من جبهه نروند و با خون خود اين اسلام را آبياري نکنند اين اسلامي که با خونهاي زياد و با خون ابا عبدالله سالار شهيدان و 72 تن يارانش حفظ شده است از بين مي رود و ديگر اسلام باقي نمي ماند.

وقتي اسلام وجود نداشته باشد دنيا هم بي معني و بي مفهوم مي شود پس ما و امثال  ما بايد برويم تا اسلام زنده بماند و پايدار بماند تا بدست منجي بشريت و برپا کننده عدالت در جهان برسد که او حافظ اسلام خواهد بود.

و اي مادر و پدرم بايد افتخار کنيد که با تربيت صالحانه فرزندي را به جامعه تحويل داده ايد که داوطلبانه به جبهه شتافته و مرگ خود را با شهادت اختيار کرده ولي بدانيد که با شهادت من مسئوليت شما بيشتر شده و بايد سربلند از اين مسئوليت بيرون بيائيد و با نشان ندادن غم و اندوه از اين شهادت ضربه محکمي به دشمنان و مزدوران و منافقين داخلي و خارجي بزنيد.

اي مادرم و پدرم اگر گريه هم مي کنيد به خاطر مظلوميت اباعبدالله و شهادت او و 72 تن از يارانش گريه کنيد و مادرم و پدرم شما را وصيت مي کنم به صبر و تقوي همانطور که قرآن مي فرمايد "و العصر ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر" که شما را پس صبرکنيد و اين صبر به معني سکوت نيست بلکه اين صبر به معني صبري است که آنها که رفته اند کاري حسيني کردند و آنها که مانده اند بايد کار زينتي بکنند يعني همان صبري که زينب  کرد و با سخناني آتشين خود انقلابي فراهم کرد که بر يزيد و يزيديان اين انقلاب سخت گران آمد پس صبر کنيد صبر زينبي .

کليه مردم شهيد پرور محلات را سفارش مي کنم به تقوي و اطاعت از اوامر رهبري عظيم الشان بت شکن زمان و حامي مستضعفان امام خميني که ايشان نائب بر حق امام زمان هستند و به قول معروف بي عشق خميني نتوان عاشق مهدي شد و عشق يعني اطاعت از اوامر و رهنمودهاي ايشان و همچنين  شما را سفارش مي کنم به اطاعت و گوش به حرف دادن نماينده محترم امام ،استاد گراميم و امام جمعه عزيز عارف پرهيزگار حجه الاسلام مقدسي که ايشان را فردي با تقوي و پرهيزگار مي دانم و از شما مي خواهم که قدر اين نعمت الهي را بدانيد و از ايشان استفاده کامل را ببريد و اگر ناشکري کنيد و خداي ناکرده خدا اين نعمت الهي را از شما بگيرد آن وقت دير پشيماني سودي ندارد پس قدر اين نعمت را بدانيد و قدر دانستن به اين است که اطاعت کنيد از ايشان و خودم نسبت به ايشان علاقه وافر دارم و از خداوند مي خواهم که در آن دنيا در کنار اين استاد عزيز و گرامي باشم.ضمنا از ايشان خواهش و تقاضامندم که نماز را ايشان به من بخواند .

والسلام.

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی  

 

 

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار