وصیت نامه شهید "مصطفی رحیمی"
جمعه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۳۷
بیاییم بجای انتظار بی جا از انقلاب برای انقلاب کار کنیم.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی،شهید مصطفی رحیمی یکم مهر 1342 در شهرستان اراک بدنیا آمد. پدرش غلامعلی،  کارگر کارخانه ماشین سازی بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. آموزگار بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و هفتم مرداد 1363 با سمت فرمانده دسته در بانه هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سر و سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

تحقق آرزوی هزار و چهارصد ساله

متن وصیت نامه شهید مصطفی رحیمی:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود حضور رهبر عظیم الشان انقلاب و رزمندگان پر توان جبهه های حق علیه باطل.

گفتاری نه از باب تذکر  زیرا که خود را کوچکتر از آن می دانم که کسی را پند دهم و اگر لیاقت آنرا پیدا کنم که کسی را پند دهم آن شخص خودم می باشم و شاید بتوانم بگویم که این درد دلی است که برای آخرین بار با شما می نمایم:

نبرد حق و باطل

جهان میدان نبرد دو جبهه با هم است نبردی که از هابیل آغاز گشته و تا ظهور حجت حق (عج) ادامه خواهد یافت این نبردها اگر چه در شکل ظاهر به شکلهای گوناگون و دلائل مختلف جریان دارد ولی ریشه اصلی آنها واحد بوده و از درون خود انسان نشأت می گیرد زیرا خداوند وجود انسان را از دو روح بوجود آورده یکی روح حیوانی که برای زندگی لازم است و دیگری روح الهی که اگر این دو روح باندازه با هم ترکیب شوند انسان به کمال می رسد و ما همواره بین این دو روح نزاع وجود داشته و متأسفانه در اکثر انسانها روح حیوانی غالب بود و نتیجه این کشمکشها به درون اجتماع نیز کشیده شده و نبرد بین انسانهای متکامل و حیوان ادامه داشته و دارد.

این سیر تاریخی همچنان جریان داشته تا به زمان ما رسیده و در این زمان تمام قدرتهای پلید شیطانی و نفسهایی که امر به بدی می کنند در برابر یک حرکت نوپا و حق جو به مقاومت برخاسته اند و می خواهند این نور الهی را با دهانهای کثیف خود خاموش کنند و اما غافل از اینکه خدا نورش را تمام نخواهد کرد.

تحقق آرزوی هزار و چهارصد ساله شیعه

بله پس از سالها ذلت و خواری مسلمین و تسلط کافران بر آنها مردی از تبار ابراهیم بپا خاست و انسانهای خفته را فرمان حرکت داد و با دم مسیحایی خود بر اساس قرآن جامعه ای توحیدی برقرار ساخت و آرزوی هزارو چهارصد ساله شیعه را تحقق بخشید .آرزویی که همیشه شیعه و تمام مسلمین، با حسرت از آن یاد می کردند و تحقق آنرا فقط در رویا باور داشتند و با رویا بحقیقت پیوست و با اراده الهی و لطف حضرت مهدی (عج) این آرزوها جامعه عمل به خود پوشید.

برادر و خواهران، این انقلاب خیلی عظیم و بزرگ است این حکومت حکومتی است که باید برای نعمت ولایتش ، بلی فقط ولایتش در هر نفس شکری نمود سالها شیعه آرزوی این حکومت را داشته شهید نواب صفوی می گوید«ای کاش حکومت اسلامی بود و من در آن حکومت فقط یک جاروب کش بودم» این انقلاب خیلی عظیم است و چشم تمام مستضعفان دنیا به این رهبر و این حکومت و این کشور دوخته شده است.

و ما متاسفانه چون در داخل قرار گرفته ایم قدر و ارزش آنرا بخوبی نمی دانیم درست مانند کسیکه قدر هوا را نمی داند ولی اگر در جایی که هوا نیست قرار بگیرد آن موقع اهمیت آنرا درک می کند.

بیایید و بیاییم قدر این رهبر و حکومت را بشناسیم و قدر دانستن نیز به این است که شکر نعمتها را بنماییم و آنهم نه تنها به لفظ بلکه با عمل و تا می توانیم از هر راه ممکن این کشور امام زمان (عج) را یاری نموده و با مال و جان از آن در برابر قدرتهای جهانی و استعمارگر مبارزه کنیم بیاییم بجای توقعهای بی جا از انقلاب برای انقلاب کار کنیم عمق قضیه را دریابیم که اگر این انقلاب نعوذ بالله سقوط کند اگر ما هرگز تا هزار سال دیگر رنگ اسلام را بخود نخواهیم دید .

مرگ سرخ به از زندگی ننگین

باید با چنگ و دندان این هدیه الهی را پاسداری کنیم و شکر این نعمت،  که همان انقلاب است ( لَئِن شَكَرتُم لَأَزيدَنَّكُم) و ما باید شکر کنیم تا خدا نیز نعمتش را افزون کند و همانطور که می دانید مهمترین سد راه انقلاب در این مقطع جنگ است همان جنگی که بقول امام عزیزمان شرف و عزت ما در گرو آن است و باید بکوشیم تا جامه ذلت نپوشیم و ما باید در برابر دشمن کافر مقاومت نموده و تا پیروزی این جنگ را ادامه دهیم .

مسئله مهم این است که ما نباید از جنگ خسته شویم زیرا جهاد دری از درهای بهشت است که فقط برای اولیاء الله گشوده شده و به توفیقی از این بالاتر که خداوند یکی از درب های بهشت را بروی ما بسیار آسان باز گذارده تا از این طریق به بهشت وارد شویم و این راهی است که معلم بزرگ شهادت یعنی حسین(ع) به ما یاد داد و شیعه چه خوب این درس را یاد گرفت که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است و واقعا چه شیرین است شهادت.

البته ما برای انجام وظیفه آمده ایم و هدفی جز رضای معبود خویش نداریم و هدف اصلی ما شهادت نیست ولی اگر در این راه سعادت لقاء الله نصیب ما گردد و بتوانیم در زمره بندگان صالح خداوند قرار بگیریم واقعاً نعمت بزرگی به ما ارزانی شده است همانطور که ذکر شد مسئله اصلی در این موقع جنگ است و ما باید ملت عراق را از دست این کفار نجات دهیم و سپس انشاء الله تعالی راهی قدس شریف بشویم و خطری که ما را تهدید می کند این است که پس از پیروزی بر حزب بعث سست شده و فتح قدس را به عقب بیاندازیم .

هوشیار باشید که فتح قدس باید با شدت تمام به پیروی از رهنمودهای امام امت پی گیری شود و مسئله اصلی در تمام این مبارزات جهاد اکبر «مبارزه با نفس» است زیرا اگر این جهاد وجود نداشته باشد جهاد اصغر نیز مفهومی ندارد.

پس بکوشیم تا تقوا و پرهیز از گناهان را بنماییم قدر این امام را بدانید مبادا یکی از دستوراتش اجرا نشود و همیشه او را بعد از نمازها و همه جا دعا کنید. نمازها را به جماعت بخوانید زیرا ننگ است مسجد مسلمین در وقت نماز خالی باشد. مصیبت امام حسین را با روضه خوانی زنده نگه دارید که ما هر چه داریم از حسین (ع ) داریم.

اما کلامی هم با خانواده محترم و عزیزم

ای خانواده گرامی و عزیز سلام بر شما از دور دست پر محبت شما را می بوسم و امیدوارم مرا بخاطر لغزشها و بدیهایی که داشتم ببخشد خداوند به شما صبر و اجر عطا فرماید زیرا که صبر ارزشی همپای ارزش بهشت دارد.

ای پدر مهربان و رنجدیده ام دستان پر توان و پینه بسته ات را از راه دور می بوسم و بر تو پدر مهربان و زحمتکش افتخار می کنم که با دستان پر قدرت خود فرزندانت را در راه خدا تربیت کردی و این دستان تو همان دستهایی است که به فرموده پیامبر هرگز آتش دوزخ آنها را لمس نخواهد کرد درود و سلام بر تو باد که تو در طول تمام زندگی افتخار من بودی و تکیه گاهی بودی که در سختی و راحتی به تو پناه می بردم ای پدر جان تو با آن فکر آزادت در همه کارها با ما مشورت می کردی و من این فکر و روح بزرگ تو را می ستایم و به آن افتخار می کنم .

خداوند به شما صبر عطا فرماید و پدر سعی کن حسن خلق را رعایت نمایی و اگر من به سعادت شهادت نائل شدم هر چند خود را لایق آن مقام نمی دانم سعی کن مانند امام حسین(ع)در مرگ علی اکبر صبور باشی.

مادر ای مادر عزیز: ای همه وجودت محبت و صفا ای مادری که تمام عمر رنجها کشیدی سلام بر تو خدا را شکر می کنم که به من چنین مادری عطا فرمودی مادر تو با کوچکترین رنج ما رنجیدی و با کمترین شادی و لذت ما شاد شدی ولی مادر خدا را شکر کن که لیاقت پیدا کردی فرزند خود را در راه اسلام بدهی مادر صبور باش و مگذار دشمان بر چشمان اشکبارت بخندند. مادرم اگر شهید شدم و جنازه ام به دست نیامد ناراحت نباش زیرا که قبر فاطمه (س) مادرمان نیز گمنام است مادرم همچو فاطمه صبور باش و سعی کن مانند زینب در راه خدا پایداری کنی

مورخه 63/4/16


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده