شنبه, ۰۹ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۴۲
شهید محمد ولی قشقایی در بخشی از وصیتنامه خود از خدای خود طلب شهادت می کند و می نویسد: خدایا تو خود شاهدی که هدفی جز برقراری حکومت تو ندارم. پروردگارا می دانم که گناهان من زیاد است و می دانم که بخشنده هستی.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید محمد ولی قشقایی  یکم خرداد 1341، ‏ در روستای رحمت آباد از توابع شهرستان زرندیه به دنیا آمد. پدرش چراغعلی و مادرش نخلی نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. پنجم شهریور 1362 در نفت شهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

از سربازی زیر پرچم تا آرزوی شهادت

متن وصیتنامه شهید:

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ يُقاتِلونَ

بدرتسی که خداوند از مومنین جانها و مالهایشان را خریداری کرد که در راه خدا پیکار کنند پس بکشند و کشته شوند تا برایشان بهشت باشد (توبه - 111)

بنام الله و به یاد الله و با سلام بر شهدای فی سبیل الله و درود و سلام بر پیامبران خدا که در طول تاریخ بشریت برای هدایت انسانها از طرف خداوند تبارک و تعالی فرستاده شده اند و سلام به پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) و سلام به امامان و آخرین آنان حضرت ولی عصر (عج) و سلام بر نایب بر حقش امام امت خمینی کبیر و ملت شهید پرور و رزمنده ایران

پدر و مادر گرامی سلام

پدر و مادرم می دانم که زحمات زیادی کشیده اید تا مرا بزرگ کرده اید و به جامعه تحویل داده اید. ولی چه باید کرد دین خدا و کشور اسلامی و جمهوری اسلامی در خطر است و ابرقدرتها صدام را وادار کردند که به ایران اسلامی حمله ور شود و ما را مجبور به جنگ با ارتش مزدور بعث کند و خون هزاران جوان عاشق شهادت در این بیابانها ریخته شود.

می دانم داغ فرزند سخت است اما من بر اثر تصادف یا مگر در بستر نمرده ام بلکه آگاهانه به دیدار مرگی رفتم که مرگش زنده بودن است و آن شهادت است نمی خواهم از شهید و شهادت سخن بگویم که سخنها گفته اند و کتابها نوشته اند. مادر مگر خون من از خون یاران سیدالشهدا رنگین تر است؟ مگر خون من از خون هزاران شهید در خون خفته انقلاب اسلامی رنگین تر است؟ مگر شهدای ما پدر و مادر و خواهر و برادر و هزاران آرزو نداشتن؟ چه باید کرد؟!


امام را تنها نگذارید

دین خدا در خطر است. برایم گریه مکن و برای علی اکبر حسین(ع) گریه کن. می دانم که زیاد اذیتتان کردم امیدوارم که مرا ببخشید برادران و خواهرانم امیدوارم که مرا ببخشید چون زیاد اذیتتان کردم و مدیون شما هستم تنها پیامی که به شما و ملت شهید پرور می توانم بدهم این است که اما را امام را امام را تنها نگذارید و برای پیروزی نهایی رزمندگان دعا بفرمایید. شهدا را از یاد نبرید مخصوصا شهدای هفت تیر و هشت شهریور را . خط سرخ شهیدان را ادامه دهید از تمامی افراد که به نحوی با آنها در رابطه بودم اگر غیبت کردم  یا ناسزا گفتم می خواهم که به بزرگی خودشان بنده حقیر را ببخشند.

خدایا تو خود شاهدی که هدفی جز برقراری حکومت تو ندارم. پروردگارا می دانم که گناهان من زیاد است و می دانم که بخشنده هستی و اکنون در لباس مقدس سربای هستم می دانم اسم سرباز جمهوری اسلامی برایم بزرگ است و لیاقت این لباس را ندارم و اکنون که نزدیک به یک سال است که در جبهه حق علیه باطل هستم از تو عاجزانه می خواهم ای خدای بزرگ که مرا مورد عفو خودت قرار دهی و شهادت در راه خودت را نصیب من بگردانی

جبهه نفت شهر- سرباز وظیفه محمد ولی قشقایی

تصاویری از شهید


دست نوشته های شهید


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده