يکشنبه, ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ ساعت ۰۹:۱۸
در منطقه جنگی که بود تلفنی صحبت می کردیم. همان آرامشی که از زمان کودکی داشت حتی از پشت تلفن و از کیلومترها آن طرف تر هم احساس می شد.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید داود شاهچراغی در پنجم مهرماه سال 1338 در تهران متولد شد. پس از مدتی به شهر اراک هجرت کردند. از همان آغاز طفولیت پسری ساکت و مظلوم بود همیشه در سکوت به سر می برد تا این که به مدرسه رفت. خیلی به درس علاقه داشت، تحصیلاتش را با پشتکار تا پایان دبیرستان ادامه داد و دیپلم گرفت. به دلیل خصوصیات اخلاقی برجسته و نیکش دوستان زیادی پیدا کرده بود که او را خیلی دوست داشتند و این رابطه صمیمانه سبب شد در کارهای خیر نیز پیش قدم باشد و با همراهی و همدلی به نیازمندان کمک کنند. با آغاز حرکت های مردمی، فعالیت اجتماعی را شروع کرد و به ویژه در زمان بختیار که حکومت نظامی بود، فعالیت هایش را گسترش داد.

آرامشی که هرگز فراموش نشد

مادرش که گاهی نگرانش می شد از او می پرسید: داود چرا در زمان حکومت نظامی به خیابان می روی؟ او در جواب می گفت: مادر باید رفت تا از دست این حکومت ظالم نجات پیدا کنیم. با این که از مدت ها قبل در پایگاه های مردمی حضور داشت هنگامی که زمان خدمت سربازی اش رسید بی درنگ خود را معرفی کرد و با اعزام به پادگان آموزشی، صفحه ای دیگر از زندگی اش شروع شد. بعد از پایان آموزش به عنوان سرباز لشکر 16 زرهی قزوین به جبهه دزفول رفت و بعد به شوش منتقل و به دفاع از کشور در مقابل ارتش بعث عراق مشغول شد.

شهید شاهچراغی سرانجام در بیست و هفتم شهریورماه 1360 در حوالی سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش های متعدد خمپاره بر پیکرش سعادت شهادت یافت و جسم بی جانش در گلزار شهدای شهر اراک آرام گرفت.


خاطره ای از زبان مادر شهید:

در منطقه جنگی که بود تلفنی صحبت می کردیم. همان آرامشی که از زمان کودکی داشت حتی از پشت تلفن و از کیلومترها آن طرف تر هم احساس می شد. همیشه از اینکه در جبهه های حق علیه باطل می جنگد راضی بود. می گفت: ما با یاری امام زمان (عج) و دعاهای امام عزیز پیروز خواهیم شد.


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده