شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۲۳:۲۱
عشق جبهه و شهادت در شهید "علیرضا بهاری" ریشه دوانیده بود. انگار دنبال گمشده ای بود و هیچ توجهی به این دنیای فانی نداشت و دایماً فکر و ذکرش جبهه، شهادت، بسیج بود.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید علیرضا بهاری فرزند علی اوسط در تاریخ بیست و هشتم اسفند سال 1347 در روستای گازران از توابع بخش خنداب (اراک) در یک خانواده مذهبی و انقلابی پا به عرصه وجود هستی گذاشت و در دامان مادری شجاع و با ایمان پرورش یافت.

وصال با معشوق با مین های جنگی

دوران کودکی شهید

ایشان دوران کودکی خود را همچون سایر ایام خوش کودکی به پایان رساند و در سن هفت سالگی با شوق و شعف فراوان و هزاران آرزوی بی پایان پا به مدرسه و تحصیل گذاشت. دوره ابتدایی را با وجود مشکلات و سختی های فراوان در دبستان روستای گازران به اتمام رساند و مدرک پنجم را با موفقیت اخذ نمود و برای ادامه تحصیل به علت نبود مدرسه راهنمایی در روستای محل سکونت، ناچاراً به خنداب عزیمت نمودند و پس از مدت کوتاهی به علل دوری مسافت و مشکلات، قادر به ادامه تحصیل نشد و علی رغم میل باطنی مجبور به ترک تحصیل و در روستا و در کنار پدر مشغول کار کشاورزی شد. در این ایام نوجوانی به خاطر پشتکار و جدیت و تلاش در عرصه کار و تولید و همچنین قدرت تحرک بدنی زبانزد خاص و عام بود.

ثیت نام در بسیج و اعزام به جبهه

شهید بهاری پس از سپری نمودن دوران پر جنب و جوش نوجوانی، وارد مرحله تازه ای از زندگی خود شد و به خاطر جنگ تحمیلی در خود احساس مسیولیت در قبال خاک و میهن اسلامی ایران و دفاع از کیان جمهوری اسلامی می نمود، در شش ماهه دوم سال 1365 در قالب نیروهای بسیجی لشکر 17 به جبهه های جنگ اعزام گردید و طی این مدت در عملیات مختلف شرکت فعالی داشت. در حین حضور در بسیج و رسیدن به سن هیجده سالگی مشمول خدمت مقدس سربازی شد و با آغوشی باز و خوشحالی وصف ناپذیری به خدمت سربازی اعزام گردید و چون در بسیج آموزش کافی دیده بود مستقیماً به جبهه ‏های جنگ اعزام شد و چون علاقه وافری به بسیج و لباس مقدس سپاه داشت به عنوان پاسدار افتخاری به استخدام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و این لحظه‏ای بود که در خود احساس مسئولیت دو چندان نمود و به مدت چند سال در جبهه های جنگ حضور داشت.

بعد از دفاع مقدس

شهید بهاری در عملیات خیبر در جزیره مجنون در اثر اصابت ترکش های خمپاره دشمن بعثی از ناحیه سر، گردن، کتف و پا به شدت زخمی شده بود که ناچاراً جهت مداوا به یکی از بیمارستان های تهران منتقل گردید. بعد از چهار ماه و پس از بهبودی کامل و انتظار طولانی خانواده به خانه برگشت و پس از چند روز خانواده ایشان متوجه شدند که وی زخمی شده است. مجدد بعد از التیام زخم هایش راهی جبهه شد. در ادامه حضور در جبهه در عملیات کرکوک، عملیات کربلای چهار و پنج و همچنین در عملیات مرصاد حضوری فعال و غیورانه داشته . پس از جنگ تحمیلی در سال 1367 همچنان به عنوان پاسدار افتخاری در خدمت نظام مقدس بود و در پادگان ها و پایگاه های مختلف به آموزش سربازان مشغول بود و هم اکنون سربازانی که تحت نظر این شهید آموزش دیده بودند از خلوص نیت، بردباری شجاعت و مهربانی ایشان یاد می کنند.

شهید چون فرزند اول خانواده بود، خانواده و اقوام انتظار مراسم جشن ازدواج ایشان را داشتند ولی علی‎رغم اصرار فراوان به هیچ وجه حاضر به تشکیل خانواده نشد و این به این معنا بود که عشق جبهه و شهادت در وی ریشه دوانیده بود و جبهه و شهادت را بر تشکیل خانواده ترجیح می داد و خانواده در اولویت بعدی قرار داشت، انگار در این ایام دنبال گمشده ای بود و هیچ توجهی به این دنیای فانی نداشت و دایماً فکر و ذکرش جبهه، شهادت، بسیج بود. سرانجام پس از سپری شدن این ایام، شهید علیرضا بهاری برای انجام ماموریت به منطقه سرپل ذهاب اعزام شد و پس از مدتی از استقرارشان در تاریخ هشتم مهر سال 1370 در برخورد با مین های کاشته شده دشمن به درجه رفیع و عالی شهادت نایل گشت و به جمع سایر شهدای ایران اسلامی پیوست.


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده