پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۲۲:۵۲
شهید "عطاءالله بهرامی" اولین روز از شهریور سال 1343 در روستای خراوند، از توابع شهرستان خمین، زادگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی پا به عرصه وجود نهاد. به عضویت بسیج درآمد و سال ها در جبهه حضور داشت. او در چهارم بهمن سال 1365 به درجه رفیع شهادت رسید.داستان زندگی این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید عطاءالله بهرامی اولین روز از شهریور سال 1343 در خانواده‏ای مذهبی و پیرو خط امام (قدس سره) در روستای خراوند، از توابع شهرستان خمین، زادگاه بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی پا به عرصه وجود نهاد. در 7 سالگی به مدرسه رفت تا این که مدرک کلاس پنجم خود را گرفت و به خاطر مشکلاتی که داشت مجبور به ترک تحصیل شد و به صف نیروهای انقلابی پیوست.


شهید «عطاءالله بهرامی»؛ دلاورمردی از دیار امام خمینی(ره)

دوران کودکی و شجاعت عطاءالله

در زمان کودکی بر اثر حادثه ای دو بند از انگشتان دستش قطع شد و هنگامی که او را به بیمارستان بردند دکتر تا پارچه دور دستش را باز کرد انگشتش افتاد و صدای ناله و گریه همراهانش بلند شد و او بود که با آن حال و در آن سن به همراهانش دلداری می داد که چیزی نشده و خوب می شود. از همان ابتدای کودکی اش شجاع بود و دلی نترس داشت.

در دوران انقلاب و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همواره با همشهریان خود برای تظاهرات علیه رژیم ستم شاهی به شهرستان خمین می رفت و سهم کوچکی در انقلاب اسلامی داشت.


دوران جنگ تحمیلی

عطاءالله قبل از این که به خدمت سربازی برود، 3 ماه از سوی بسیج در جبهه بود و در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد. بعد از آن به خدمت سربازی رفت و بعد از دو سال خدمت سربازی مجدداً از طرف بسیج به جبهه اعزام شد و بعد از 13 روز خدمت در گردان امام رضا (ع) در عملیات کربلای 5 در منطقه عملیاتی شلمچه در چهارم بهمن سال 1365 به درجه رفیع شهادت رسید. پیکر مطهرش سال ها در منطقه مفقود بود تا سرانجام در سیزدهم تیرماه سال 1376 توسط گروه های تفحص شهدا شناسایی و در زادگاهش به خاک سپردند.

شهید «عطاءالله بهرامی»؛ دلاورمردی از دیار امام خمینی(ره)

فرازی از وصیت نامه شهید

 پدر و مادرم! اگر من شهید شدم برای من گریه نکنید که روحم را آزار دهید. مادر و پدرم من 18 سال عمر کرده ام نتوانستم هیچ خدمتی برای اسلام انجام دهم تا این که واجب دانستم به جبهه بروم و خون ناقابل خودم را در راه اسلام هدیه کنم. مادر جان می دانم داغ فرزند برای مادر خیلی مشکل است ولی من از شما انتظار دارم که مانند بانوی بزرگوار اسلام حضرت زینب (س) که در برابر مشکلات و داغ فرزندش مقاومت نمود ، شما نیز  سکوت را تا حد امکان مراعات کنید تا دشمنان اسلام و منافقین بدانند که در هر زمانی مادرانی شیر زن چون شما پیرو زینب هستند (س) و فرزندان خود را با افتخار هدیه به اسلام می کنند.

دستنوشته های شهید
شهید «عطاءالله بهرامی»؛ دلاورمردی از دیار امام خمینی(ره)

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده