شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۴۹
نوید شاهد استان مرکزی این بار میهمان جانباز و آزاده هشت سال دفاع مقدس " ابراهیم نصیری" است و پای گفتگو با این ایثارگر عزیز از استان مرکزی نشسته است که مخاطبین را به مطالعه مشروح این گفتگو دعوت می کنیم.
نوید شاهد استان مرکزی،  جانباز آزاده ابراهیم نصیری متولد سال 1340 در شهر مقدس آستانه از توابع شهرستان شازند است. با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سال 1359 ایشان که مشغول تحصیل در مقطع راهنمایی بود، حضور در جبهه را بر خود واجب دانست و همان سال راهی جبهه شد.در ادامه گفتگوی نوید شاهد با این جانباز جنگ را می خوانید.

گفتگو با آزاده جانباز ابراهیم نصیری | امداد حضرت زهرا(س) در اسارت


-نوید شاهد استان مرکزی: آقای نصیری با توجه به حضور سه ساله خود در جبهه ، در چه عملیات هایی حضور داشته اید؟

نصیری: سال 1359 به جبهه های آبادان اعزام شدم و سال 1360 در عملیاتی که برای شکستن حصر آبادان انجام گرفت شرکت کردم و در همین عملیات مجروح شدم. بعد از آن در عملیات تنگه رقابیه شرکت کردم .سپس بعد از مدتی در عملیات بزرگ فتح المبین شرکت داشتم که در 2 فروردین 1361 انجام گرفت و من در 13 فروردین به اسارت دشمن درآمدم.

-نوید شاهد استان مرکزی:  9 سال اسارت حتما بسیار سخت گذشته است. از این روزها خاطره ای دارید که برایمان تعریف کنید.

نصیری: در یکی از سال های اسارت،  دهه محرم بچه های اردوگاه تصمیم گرفتیم شب عاشورا را عزا داری جمعی کنیم. (شب های قبل از آن به صورت مخفیانه و انفرادی اسرا با خود نجوا می کردند.) روز بعد از اجرای این مراسم که البته من نوحه خوان بودم. سرهنگی عراقی که به زبان فارسی هم مسلط بود به همراه 200 سرباز وارد اردوگاه شد و همه اسرا را به صف کرد.

از بین ما تعدادی را بیرون آورد و به فلک بست. همان طور که میزد حرف هایی رکیک نیز می گفت. از بین این افراد که شکنجه می شدند یک رزمنده بود که یک پایش قطع شده بود و دو چشمش هم تیر خورده بود. او در حالی که شکنجه می شد دائم ذکر "یا زهرا(س)" بر لب داشت. و این کار او باعث می شد بیشتر شکنجه اش کنند. اینقدر شکنجه اش کردند که شکنجه گر از رمق افتاد و رهایش کردن.

فردای همان روز مجدد همان سرهنگ عراقی به اردوگاه ما آمد. انگار که خوابی دیده بود و منقلب شده بود از جانبازی که روز قبل به شدت شکنجه شده بود معذرت خواهی کرد و به او قول داد چند روز بعد آزاد خواهد شد و همین طور هم شد. او را همراه سی جانباز دیگر توسط حلال احمر به ایران فرستادند و ما اینجا امداد و یاری حضرت (س) را به چشمان خود دیدیم.

-نوید شاهد استان مرکزی: بعد از بازگشت به ایران به چه فعالیت هایی مشغول شدید؟

نصیری: بعد از بازگشت به ایران، چند ماهی تحت درمان قرار گرفتم با توجه به این که هم جسم و هم روح اسرا در طول اسارت مورد ستم قرار گرفته بود. بعد از بهبود در کارخانه ماشین سازی اراک مشغول به خدمت شدم که در سال 84 بازنشسته گردیدم.

بعد از آن به ورزش مورد علاقه ام تنیس روی میز روی آوردم و هم اکنون ریاست هیئت ورزش های جانبازان و معلولین در استان مرکزی هستم. همچنین عضو کمیته پاراالمپیک ایران نیز هستم و در مسابقات پاراالمپیک 2004 یونان به عنوان مسئول کاروان شرکت داشته ام.

تصاویر :


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده