شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۰۲:۰۶
نوید شاهد استان مرکزی به مناسبت سالگرد شهادت شهید "منصور سبزی" زندگینامه این نوجوان شهید را منتشر می کند. شهید سبزی از کودکی فردی بخشنده بود تا حدی که در وصیتنامه خود سفارش کرده بود پسنداز بانکی اش را به فقرا بدهند.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید منصور سبزی فرزند قدرت‌الله  چهارم خرداد سال 1347 در شهرستان خرمشهر و در خانواده‌ای مذهبی و متدین که اهل تلاش بودند و زحمت بسیار می‌کشیدند، دیده به جهان هستی گشود. در شهری پای به عرصه وجود نهاد که در برهه‌ای از تاریخ نامش و یادش جهانی شد و در دل تاریخ به رشادت‌ها و مظلومیت‌ها ثبت شد تا همه تاریخ قصه مردانگی‌ها و ایستادگی‌هایش را بشنوند و بخوانند و آفرین بگویند. شهر نخل‌های بی‌سر، شهر جهان‌آرا و هزاران دلاورمرد دیگر، شهر بهنام‌های سیزده‌ساله که با تن ضعیف ولی دلی عاشق و بزرگ به مردانگی لبیک گفتند و رشادت‌هایشان را به رخ دشمن کشیدند.

او در دامان سبز پدر و مادری مهربان و دلسوز روزگار کودکی‌اش را سپری کرد و از همان ابتدا با نجوای عاشقانه اذان و اقامه که در گوشش خواندند، او را به سمت اسلام و مسلمانی سوق دادند.

بخشندگی تا سر حد شهادت

اخلاق و رفتار شهید

تحصیلاتش را در هفت‌سالگی آغاز کرد و توانست تا سوم راهنمایی به تحصیلاتش ادامه دهد و کسب علم و دانش کند. از همان ابتدا و در کودکی از حرف زدن گریزان بود و حالت خلوت نشینی‌اش را داشت و سعی می‏کرد که حالت مظلومانه‌اش را داشته باشد. از آدم‌های بی بند و بار آن زمان خوشش نمی‌آمد. مادرش را در کودکی از دست داده بود و شاید این هم دلیلی بود، برای این که گوشه‌نشینی کند.

از همان کودکی نسبت به فقرا و ضعیفان حس کمک داشت و سعی می‌کرد تا در حد توان خویش به دیگران یاری رساند. به گونه‏ای که وصیت کرد تا 2000 تومن پولی که در بانک داشت را به فقرا ببخشند. بیشتر، کتاب‌های شهید مرتضی مطهری را مطالعه می‌کرد و درباره امامت و نبوت وقت بیشتری می‌گذاشت و مطالعه می‌کرد. با آشنایان و خانواده خاکی و آرام برخورد می‌کرد و اگر از کسی کاری، خلاف شرع سر می‌زد با متانت و آرامی‌ راهنمایی‌اش می‌کرد.


شروع جنگ تحمیلی

با آغاز جنگ تحمیلی و هجوم ناجوانمردانه حزب بعث عراق مجبور به دفاع از شهر و میهن اسلامی‌اش شد و بسیجی وار به دل دشمن زد و حدود سی و سه ماه در جبهه فعالیت داشت. سال 1361 پسر عمویش به شهادت رسید و شهادت او چنان تاثیری در منصور گذاشت که مصرانه در جبهه ماند و ایستادگی کرد. علاقه زیادی به امام خمینی و روحانیت داشت و به حرف‌ها و فرمایشات ایشان گوش می‌داد و عمل می‌کرد. همیشه آرزو داشت تا با امام دیدار داشته باشد. خدا هم آرزویش را برآورد و دو سه ماه قبل از شهادتش به دیدار امام رفت.

او در مدت زمانی که جبهه بود  فعالیت‌های چشمگیری را انجام داد و در عملیات‌های مختلفی به عنوان بسیجی و مسئول گروه شناسایی در واحد اطلاعات عملیات لشکر 17 علی بن ابی‌طالب(ع) شرکت کرد تا در نهایت مظلومیت پنجم اسفند سال 1364 در منطقه فاو در حین عملیات والفجر 8 بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای شهرستان اراک به خاک سپردند.

بخشندگی تا سر حد شهادت

منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده