يکشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۷:۱۹
نوید شاهد استان مرکزی به مناسبت سالگرد شهادت بسیجی شهید "علیرضا باقرلو" برشی از زندگی این شهید بزرگوار را منتشر نمود. شهید باقرلو در جبهه سمت آرپی جی زن داشت و با جسمی نحیف به تقابل تانک های دشمن می رفت.

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید علیرضا باقرلو در اولین روز از فصل خزان سال 1343 در شهر تهران و در خانواده‌ای ساده و بی‌ریا و متدین دیده به جهان هستی گشود تا لبخندی زیبا بر لبان پدری باشد که انتظار رویش را کشیده بود تا برکتش در زندگی جاری و ساری شود.

زندگینامه شهید «علیرضا باقرلو» | شکارچی تانک

تمام همت و تلاش خویش را در بر کشیدند تا او را در مسیری الهی و قرآنی تربیت کنند تا از فرامین قرآن و اهل بیت(ع) خارج نشود. نماز را اصول دین بداند و برای برپایی‌ آن زحمت بکشد. دوران کودکی‌اش این گونه سپری شد و در کنار آن‌ها توانست بیاموزد و یاد بگیرد. تحصیلاتش را در هفت سالگی آغاز کرد و تا پنجم ابتدایی بیشتر ادامه تحصیل نداد.

انقلاب؛ شروع درس ایستادگی برای عقیده و ایمان

شهید علیرضا باقرلو ایستادگی و ایثار را به عینه در زمان انقلاب دید و از همان جا آموخت که ایستادگی برای عقیده و ایمان به چه معنی است. او در تظاهرات و راهپیمایی‌ها همراه دوستان و خانواده‌اش شرکت می‌کرد و تا این انقلاب به پیروزی رسید و او نیز سر خوش و خرسند از این که امام خمینی(ره) به ایران برگشت و رهبری حکومت اسلامی ‌را به عهده گرفته تا با بی عدالتی‌ها بجنگد و مبارزه کند.

جنگ تحمیلی

شهید باقرلو با آغاز جنگ تحمیلی همانند سیل جمعیتی که برای دفاع از ایران اسلامی ‌به میدان رفتند تا دفاعی جانانه کنند او نیز به جبهه رفت و به عنوان بسیجی به گردان علی بن ابی طالب(ع) در لشکر 17 علی بن ابی طالب(ع) پیوست تا آر پی جی زن باشد و شکار تانک‌های دشمن را به عهده بگیرد.

شهید باقرلو در 8 اسفند سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه در منطقه باغ رضوان بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای اراک در کنار دوستان و همرزمان شهیدش به خاک سپردند.

روایتی از مادر شهید

مادر شهید می‌گوید: چند روز قبل اینکه به جبهه برود همه خواهرانش را جمع کرد و گفت: «من می‌خواهم بروم جبهه اگر جنازه‌ من سر نداشت از پشت کتفم، اگر از آنجا نتوانستید شناسایی کنید از ناحیه پا و اگر هم از آن ناحیه نتوانستید از ناحیه انگشت‌ها، اگر نتوانستید مرا شناسایی کنید مرا به خدا بسپارید.»


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده