وصیتنامه شهید «حسن عباسی»
جمعه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۲۰:۱۳
شهید "حسن عباسی" در آخرین نامه اش وصیت می کند: « اگر افتخار شهادت پیدا کردم، همان جشن و سروری که قرار بود برای عروسی من بگیرید، همان را برای شهادتم برگزار کنید.»

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید حسن عباسی یکم بهمن 1339 در شهرستان خمین به دنیا آمد. پدرش غلامعلی، کشاورز بود و مادرش نازآفرین نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. هفتم فروردین1361 با سمت تک تیرانداز در دشت عباس توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر و سینه، شهید شد. مزار او در زادگاهش واقع است. 

چرا او وصیت کرد در مراسم شهادش، شادی کنند

متن وصیت‌نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

اِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُوْمِنِینَ اَنْفُسَهُمْ وَاَمْوَالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْاِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ اَوْفَی بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

در حقیقت ‏خدا از مومنان جان و مالشان را به بهای اینکه بهشت برای آنان باشد، خریده است. همان کسانی که در راه خدا می‌جنگند و می‌کشند و کشته می‌شوند. این به عنوان وعده حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهده اوست و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است پس به این معامله‏‌ای که با او کرده‏‌اید شادمان باشید و این همان کامیابی بزرگ است.

برای من گریه نکنید

اگر افتخار شهادت پیدا کردم، همان جشن و سروری که قرار بود برای عروسی من بگیرید، همان را برای شهادتم برگزار کنید. من راضی نیستم که هیچ‌کس حتی شما پدر و مادر برادر و خواهر برایم ناراحت باشید چون من راهم را پیدا کردم. به قیمت جانم هم اگر تمام شود آن را به پایان می‌رسانم و تنها هدفم استقرار اسلام در تمام جهان است.

ای مسلمانان دست از یاری امام خمینی بر ندارید. این دوره همانند زمان امام حسین(ع) است. بدانید اگر شما الان یار و یاور حقیقی امام باشید اگر در زمان امام حسین(ع) هم بودید حتماً از یاران سالار شهیدان می‌بودید و اگر الان با سخنان امام خمینی مخالف هستید، آگاه باش که اگر در ایام عاشورای حسین(ع) هم بودی از یزید و یارانش بدتر بودید. تا فتح کربلا و قدس از دست کافران از پا ننشینید، این راه من است،

برادران راهم را ادامه دهید

مادر و پدر و تمام کسانی که بر گردن من حق دارند! از شما می‌خواهم که مرا حلال کنید مخصوصاً شما مادر و از یک‌یک خویشان و دوستان و آشنایان برای من حلالیت بگیرید و تمام اموالی که به من تعلق می‌گیرد اگر احتیاج ندارید در راه امور خیر مصرف شود. هم اکنون که این آخرین نامه را می‌نویسم با تمام تجهیزات که به پشتم بسته‌ام برای شما نامه می‌نویسم و چون در حال حرکت به خط مقدم بودیم نتوانستم آنچه که لازم می‌دانستم برای‌تان بنویسم.

برای همیشه مرا حلال کنید ای مادر این افتخار را بپذیر و شادی کن نه گریه.


دستوشته شهید


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده