پنجشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۵۵
شهید "محمدصادق بابایی" در وصیتنامه خود می نویسد: «انسان نمی‌تواند در یک لحظه دو جور فکر کند هم فکر کند که خودش راحت باشد و زندگی مرفه داشته باشد و هم اینکه به برادران همکار و یا مسئولین بگوید شما باید به جبهه بروید و یا اعمال مدیریتی که با اصل جهادی بودن منافات دارد انجام دهد. آنچه مسلم است آن است که جهادی بودن تحمل سختی‌ها و مصائب را می طلبد. »

به گزارش نوید شاهد استان مرکزی، شهید محمدصادق بابایی در چهارم خرداد 1336 در شهرستان اراک به دنیا آمد. پدرش علی، کارگر شرکت بود و مادرش صدیقه نام داشت. تا پایان دوره ‏متوسطه در رشته برق درس خواند و دیپلم گرفت. سال1361 ‏ازدواج کرد که ثمره ‏آن دو دختر بود، به عنوان جهادگر در جبهه حضور یافت. هفتم اردیبهشت1366 با سمت فرمانده ‏گردان مهندسی در پل شیر مریوان هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش خمپاره ‏به پشت ، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد. برادرش علیرضا نیزبه شهادت رسیده ‏است.

جهادی بودن تحمل سختی‌ها و مصائب لارم دارد

متن وصیت نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لاَ تَکُونَ فِتْنَةٌ]

چند سطری بخاطر آنهایی که دوستشان دارم و آنهایی که شهید شدند و آنهایی که نمی‌دانند که جبهه‌ها چه خبر است.

راستی چه شد که این همه عشق و صفا و محبت و وفا و کرم و بزرگواری دعا و مناجات و راز و نیاز

راستی و صدق در وجود انسانهایی حاکم گشتند که از کم دارترین مردم حزب‌الله این سرزمینی در گوشه‌گوشه جبهه‌های جنگ حق علیه باطل و در مصاف با اهریمنان گرد هم آمده‌اند تا به یاری خدا و پیغمبر خدا و ائمه اطهار(ع) و عزیزان جان جانان قهرمان قهرمانان امام امت خمینی کبیر خون خویش را برای آبیاری هدیه کنند .

مسجد‌ها را تنها نگذارید و با نماز خود همسایه مسجد شوید دل از دنیا بر کنید تا دنیا شما را پر کند .

پیامی به مسئولین

ای روحانی، ای استاندار و شهردار، ای مدیرکل و ای مسئول نهاد و کاروان و ای مسئول جزء ، بیاد داشته باش هر لحظه زندگی تو و خانواده‌ات بسته به وجود همین مردانی دارد که به هر گفته امامشان تا دم مرگ ایستاده‌اند پس با آنها مردانه بایست .

پیامی به مادرم

چند جمله هم با مادر پیر و عزیزم دارم خدا تو را حفظ کند تا پیروزی نهایی اسلام را ببینی و کربلای حسینی(ع) را زیارت کنی . مرا به خاطر همه چیز ببخش مخصوصاً بخاطر اینکه بعد از فوت پدر مهربانم که خدا رحمتش کند نتوانستم به شما و خواهرها و برادرهایم برسم. باری تو را دوست دارم به اندازه خودت که به ‌اندازه همه دنیا ارزش دارد . از زمان شهادت علیرضا برادر قهرمانم تا کنون همه‌اش به فکر او بوده و مشتاق دیدارش بوده‌ام شما را به خداوند بزرگ می‌سپارم .

پیامی به همسرم

همسر  عزیزم، ای مونس چند سال از زندگی من، می‌دانم که نتوانستم شوهر خوبی برای تو باشم ولی تو می‌دانی که زندگی خوب باید شرافتمندانه باشد و شرافت مرد به حفظ راه و روش زندگی اوست و روش زندگی من در اسلام و حفظ آن است، تو بهترین زن دنیا هستی تو را من خوب نشناختم ولی می‌دانم بهترین هستی و خواهی بود.

همسر خوبم دخترم زینب را از جانب من ببوس و به او بیاموز تا زینب(س) گونه باشد به او بیاموز تا همانند مادرش در فراق عزیزانش صبر کند. چرا که خداوند صابرین را دوست دارد او را خوب تربیت کن و بیاموز که پدرش چه بود و چه شد تا بداند که زندگی یعنی چه از عموهایش و دایی‌هایش بگو و از همه شهدا و رزمندگان بگو تا مادر خوبی برای بچه‌هایش باشد. تو را نصیحت می‌کنم به صبر و تحمل . مبادا کاری کنید که خدا راضی نباشد فقط خدا را در نظر بگیرید .

پیامی به همکارانم

یک حرفی هم با همکاران و جهادگران دارم. به نظر این حقیر اگر کسی در جهاد سازندگی خدمت می‌کند واقعاً باید از دنیا و کلیه تعلقات آن ببرد مخصوصاً برادران مسئول در شوراهای مرکزی که مسئولیتی بس بزرگ به گردن دارند. انسان نمی‌تواند در یک لحظه دو جور فکر کند هم فکر کند که خودش راحت باشد و زندگی مرفه داشته باشد و هم اینکه به برادران همکار و یا مسئولین یا بیشتر بگوید شما مثلاً باید به جبهه بروید و یا اعمال مدیریتی که با اصل جهادی بودن منافات داشته باشد آنچه مسلم است اینکه جهادی بودن تحمل سختی‌ها و مصائب لازم دارد.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عج) خمینی را نگهدار.

ساعت 7 روز 64/12/16 محمد صادق بابایی چاپلقی.


دستنوشته شهید


منبع: اداره هنری، اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده