شهید «سلمان حاجوی »به عنوان مسئول گروه اعزامی بسیج سپاه پاسداران به جبهه شوش رفت و در آنجا به همراه شهید یحیی هاشمی سرپرستی گروه عملیات ایذایی حملهای با نام «مهدی (عج)» را بر عهده گرفت.
فرمانده شهید حاج «عظیم محمد زاده» به عنوان یکی از فرماندهان کار آمد عملیاتی مطرح به گونهای که توان عملیاتی مورد نظر فرماندهان نیروی زمینی قرار گرفت، شیوه عملکرد وی در عملیات و خطوط پدافندی به شکلی بود که وجودش همیشه حلال پیچیدهترین مشکلات بود و بی شک بخش بزرگی از پیروزیهای لشکر ۷ ولی عصر (ع) مدیون طرحها و ابتکارات اوست.
شهید «اسداله زکی پور» با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین گروه رزمندگان بود که راهی جبهههای حق علیه باطل شد، طی حضور مستمر در مناطق عملیاتی رشادتهای زیادی از خود به یادگار گذاشت.
شهید «حبیب الله سرساز» همواره به امام عشق میورزید مطیع دستورات ایشان بود تا بالاخره طلوع فجر بیدار گشت پس از پیروزی انقلاب در برنامههای مذهبی و فرهنگی و اتحادیه انجمنهای اسلامی فعالیت گستردهای داشت و برای پیشبرد آن اهداف حضور خود را در بنیاد شهید لازم دید تا در این نهاد خدمات صادقانهای به خصوص برای فرزندان معظم شاهد برنامه ریزی کند.»
شهید «عبدالمهدی ضیائی فر» پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با همکاری عدهای از برادران دیگر کمیته انقلاب را در اندیمشک راهاندازی نمود. او هیچگاه فریفتهی مسئولیت و مقام نگردید و حتی مسئولیتهای خطیری، چون فرمانداری دزفول، ریاست اطلاعات شهربانی و ... را رد کرد و از انجام آنها سر باز زد.
معلم شهید «یعقوب مقبلی نیا» با شروع جنگ تحمیلی متجاوزین بعثی علیه ایران اسلامی لحظهای آرام نیافته و هر آن برای رفتن به جبهه بی تابی میکرد، با وجود اینکه احتیاج به او در مدرسه محسوس بود، او را که شوری دیگر در سر و عشقی دیگر در دلش راه یافته بوده نمیشد در فضای کوچک مدرسه محبوس کرد.
معلم شهید «شکراله طیبی» در ایام اوج گیری انقلاب اسلامی و مبارزات تنفر خویش را نسبت به طاغوتیان اعلام نمود، از ویژگیهای وی در این دوران علاقه زیاد به امام خمینی (ره) را میتوان نام برد.
شهید «نادر ایزد پناه» مهرماه سال ۱۳۶۴ هنگام آغاز سال تحصیلی دانشگاه حضور در سنگرهای جبهه را بر کلاسهای درس ترجیح میدهد و به فرمان امامش که جبهه از اهم واجبات است جامه عمل میپوشاند.
سردار شهید «هوشنگ تلغری» نخستین فرمانده نیروهای مسجدسلیمان بود که پس از حمله نیروهای بعثی طرز کار با سلاحهای سنگین را فرا گرفت و در سوسنگرد به فرماندهی سردار پورکیان با دشمنان مقابله نمود، شجاعت و درایت بی حد هوشنگ باعث شد، دوستانش به او ارتش یک نفره بگویند.