روایت «جهانبخش سعدی» از لحظه اسارت
وقتی چشم باز کردم پشت خاکریز دشمن بودم
جانباز و آزاده «جهانبخش سعدی» از لحظهای میگوید که پس از پاتک سنگین دشمن و شکستن خط، به هوش آمد و خود را در محاصره نیروهای بعثی دید؛ جایی که بیشتر همرزمانش مجروح و مهماتشان تمام شده بود و اسارت آغاز شد.