وصیتنامه شهید «نبیالله مقصودی»؛ پاسداری از خون شهیدان و ادامه راه انقلاب
به گزارش نوید شاهد البرز؛ سردار شهید نبیالله مقصودی در سال ۱۳۳۷ در روستای «دیزان» از توابع طالقان (کرج) متولد شد. او که از کودکی با سختیهای زندگی آشنا بود، پس از گذراندن تحصیلات تا کلاس سوم راهنمایی، برای کمک به معاش خانواده در سال ۱۳۵۲ در کارخانه «فخر ایران» مشغول به کار شد. وی در اوقات فراغت به مطالعه کتب دینی و ورزش باستانی میپرداخت.
با اوجگیری انقلاب اسلامی، شهید مقصودی در سال ۱۳۵۷ از پادگان فرار کرد و به صفوف انقلابیون پیوست. پس از پیروزی انقلاب، در سال ۱۳۵۹ به عضویت سپاه پاسداران درآمد و پس از گذراندن دورههای آموزشی، به عنوان فرمانده سپاه در هشتگرد و ساوجبلاغ خدمت کرد. او در سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد که حاصل آن دو فرزند پسر بود.
شهید مقصودی بارها در جبهههای جنگ ایران و عراق حضور یافت و سرانجام در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۶۴ طی عملیات «عاشورای ۳» در منطقه فکه به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
در ادامه متن وصیت نامه سردار شهید «نبی اله مقصودی» را بخوانید.
بسم رب الشهداء و الصدیقین
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
بسم الله الرحمن الرحیم_الحمد لله رب العالمین_الرحمن الرحیم_مالک یوم الدین_ایاک نعبد و ایاک نستعین_اهدنا الصراط المستقیم_صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین_بسم الله الرحمن الرحیم_قل هوالله احد_الله الصمد_لم یلد و لم یولد_ولم یکن له کفواً احد
درود وسلام بر اولیاء الهی و صالحان و پویندگان و جویندگان راه حق و حقیقت خصوصاً پیامبران خداوند بلأخص پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و سلم و امامان معصوم سلام الله علیها و مخصوصاً امام عصر و الزمان و سلاله پاک رسول الله حضرت مهدی روحی و ارواح العالمین له الفداء و نایب بر حق و بزرگوارش جان جانان و قهرمان این عصر و زمان و بت شکن شجاع و قلب و روح تپنده مستضعفان جهان و ایران امام خمینی عزیز و امید و امت حضرت آیة الله منتظری و درود و سلام بر تمامی راهیان راه حق و اسلام. درود و سلام بر خانواده های عزیز شهدای به خون خفته اسلام خصوصاً شهدای انقلاب اسلامی ایران. سلام و درود بر ملت شهید پرور ایران اسلامی و تمام خدمتگزاران اسلام و جمهوری اسلامی. درود و سلام بر جانبازان و اسرا و مفقودین جنگ تحمیلی کفر علیه اسلام.
شکر و سپاس خدای سبحان را که ما را براهی که خودش می خواست هدایت کرد. شکر و سپاس و هزاران شکر و سپاس که در این برهه از زمان قرار گرفتیم که اگر لیاقت داشته باشیم جزء لشکریان اسلام و امام زمان سلام الله علیها باشیم و خداوند بزرگ بر ما منت گذاشت تا اسلام در این عصر و زمان به دست ما پیروز شود و به دست ما گسترش یابد و مستضعفین جهان را از زیر سلطه ستمگران و ظالمان رهایی بخشد. شکر و سپاس خداوند را که نعمت بزرگ رهبری پیامبر گونه امام خمینی را به ملت ایران خصوصاً، و بر تمام ملت های زیر ستم و مسلمان جهان عموماً، عنایت فرمود. شکر و سپاس خداوند را که در زمانی واقع شدیم که اسلام می رود تا قباع متبرکه را یکی پس از دیگری آزاد نموده و تمامی عاشقان آن را به سوی آن مشرّف نماید. و میرود تا زمینه ظهور آقا امام زمان را فراهم نماید انشاء الله تعالی.
اکنون مطالبی که به نظر این حقیر ضروری می نماید به عنوان وصیت عنوان، تا انشاءالله تعالی مورد عمل برای مستمعین واقع شود. کسانی که این وصیت نامه را می خوانند یا می شنوند بدانند که این حقیر آگاهانه راهی را که رهبر عزیزم خمینی کبیر جلویم نهاد انتخاب کرده و کورکورانه راه نیافتم بلکه یقیناً انتخاب کردم و زمانی راهی جبهه های حق علیه باطل گردیدم که تمامی ابر قدرت ها می خواهند با تمام توان این جمهوری اسلامی و اسلام عزیز را نابود و از پا در آورند تا به متامع نامشروع خود برسند. و این جنگ نابرابر را ابر قدرتهای جنایتکار بر ما و ملت عزیز تحمیل کردند تا در ادامه آن همیشه ما را در وابستگی نگه دارند و جلوی صدور انقلاب که می رود تا طومار همه ظالمان را در هم بپیچد، بگیرند. زهی خیال باطل واهی، که و مکروا و مکروا الله و الله خیر الماکرین. که مگر دشمنان خدا و اسلام به خودشان بر می گردند. و سفارش من به امت حزب الله و ایثارگر این است که اولاً من خیلی کوچکتر از آن هستم که بخواهم سفارش کنم اما آنچه به نظرم می رسد به عنوان تکلیف شرعی که بر گردنم هست می نویسم که همیشه از امام و ولی امر و ولایت فقیه اطاعت کنید. نه تنها فقط در این عصر بلکه در همه اعصار و حال و آینده و حرف شنوی از رهبر و ولی فقیه داشته باشید که در این صورت ملت اسلام و اسلام عزیز و احکام خدا و قرآن کریم همیشه بیمه شده و از لطمه و آسیب اجانب به مملکت اسلامی محفوظ می ماند. همچنین بسیار تأکید می کنم گوش به فرمان ولی امر حاضر حضرت آیة الله العظمی امام خمینی و ؟ امام و امت حضرت آیة الله العظمی منتظری باشید. سعادت دنیا و آخرت همه ما در گرو اطاعت از اولی الامر است و اکنون که امام امت، امر به ادامه جنگ تا رفع فتنه را می دهد باید این فرمان را که جنگ مسأله اصلی ماست ؟ قرار گیرد و به همه لازم و واجب است که این جنگ را تا پیروزی کامل اسلام بر کفر جهانی ادامه دهند و یک ذره سستی همان، و خدای ناکرده یکبار دیگر حاکم شدن اجانب همان. دشمنان اسلام دیگر تجربه بسیار تلخی از این انقلاب اسلامی ایران کرده اند که اگر خدای نخواسته غیر از بشود دیگر هیچ چیز باقی نمی گذارند و معلوم نیست اسلام تا قرن ها زیر پا له شود و احکام اسلام بلا اجرا بماند و قرآن ها به جای عمل روی طاقچه ها پر از خاک شود و مسجد ها آذین بندی شد و خرج های زیادی بشود اما از نماز خواندن خبری نباشد و هرکسی منکری انجام دهد تشویق شود و کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند ذلیل و زبون شوند. آن وقت دیگر به هیچکس رحم نخواهند کرد. الان هم قضیه همین طور است. اگر دستشان برسد همه را نابود می کنند و منافعشان را حفظ می کنند. ولی فعلاً قدرت ندارند و نمی توانند چرا که سیل های پی در پی و محکمی از اسلام خوردند و البته ما هنوز وارد در جهاد اصغر هستیم لکن جهاد اکبر چیز دیگر و آن مبارز بی امان با نفس اماره و هواهای و خواهش های نفسانی است که بزرگترین و مشکل ترین جهاد است که در یکی از جنگ ها پیامبر اسلام به یاران خود فرمود آفرین بر شما بر جهاد اصغر! گفتند یا رسول الله پس جهاد اکبر کدام است؟ فرمود جهاد با نفس.
سفارش دیگرم این است که امت عزیز و قهرمان و شهید پرور هرچه توان دارند بر شکوه و عظمت دعاهای کمیل و دعای توسل و نماز جمعه و نماز جماعت بیفزایند و با شرکت فعال خود دشمنان را مأیوس و نابود کنید و نماز هایشان را اول وقت بخوانند و همدیگر را سفارش به تقوا و امر به معروف و نهی از منکر کنند. با هم برادر باشید. انّما المؤمنون اخوة، مؤمنان برادر یکدیگرند. دنیا را سه طلاقه نمایید و به آغوش عروس آخرت که همان اعمال نیک و ایمان و عمل صالح است رو آورید. هیچگاه غیبت مسلمانی را نکنید. اگر کسانی مرتکب این گناه بزرگ و تفرقه افکن شدند سعی کنید جلویش را بگیرید. چرا که غیبت و تهمت دشمنی ها را زیاد و دوستی ها را تبدیل به کینه و حسد می کند و اعمال نیک چندین ساله انسان را تباه می سازد. از همه گناهان دوری و برائت نمایید و اعمال خوبتان را زیاد کنید. در برابر مشکلات تحمل داشته باشید که پیروزی ها در سایه صبر و مقاومت تحقق پیدا می کند. از همه می خواهم جداً راه شهدا را ادامه دهند و از هیچ قدرتی جز خدای بزرگ نترسید. اگر از خدا بترسید دیگر از هیچ چیز نمی ترسید و اگر از خدا نترسید از همه چیز می ترسید. از ابر قدرتها نترسید چرا که داد و فریاد دارند ولی عمل نمی کنند.
به پدر و مادر مهربان و دلسوزم که مرا تا به این حد زحمت کشیده و بزرگ کردند و حقانیت اسلام را به من فهماندند و راه راست را به من نشان دادند تشکر می کنم و من نتوانستم در مقابل این زحمات جبران آن را بکنم. بر عکس همواره مورد آزار و اذیت شما بودم و نتوانستم باید و شاید فرزند خوبی برایتان باشم و از چنین سعادتی بی نصیب شدم که خدمت شما را بکنم. پدر و مادر عزیز و دلسوزم امیدوار هستم انشاء الله هر بدی که به شما کردم مرا به بزرگی خودتان ببخشید و حلالم کنید و از همه فامیلان و دوستان و آشنایان خود می خواهم که مرا حلال کنند و هر بدی از من دیدند حلالم کنند و به بزرگی روح خود مرا ببخشند. این حقیر اکنون با برادران عزیز رزمنده و هم رزمم می خواهم وارد میدان نبرد بی امان و رویارویی با لشکریان کفر بشوم. اگر چنانچه خداوند بزرگ این سعادت عظمی را نصیب ما کرد و نعمت شهادت را به ما عنایت فرمود و نمی دانم با این بار سنگین گناه و معصیت، خداوند با ما چه کند؟ ما را به آتش غضب خود بسوزاند و یا به رحمت و نعمت خود ما را هدایت نماید. اگر چنانچه شهید شدم از پدر و مادرم می خواهم که مرا در قبرستان دهکده خودمان یعنی دهکده دیزان دفن نمایند تا انشاء الله این خود نعمتی باشد. و از همه می خواهم خصوصاً پدرم و همسرم که مبادا در مرگم بی تابی نمایند و گریه کنند که دشمن منتظر فرصت است تا از آب گل آلود ماهی بگیرد. شما می دانید آنها که می روند یا رفتند کار حسینی کردند و آنها که ماندند باید زینب وار عمل نمایند. یعنی با صبر و استقامت و برد باری خود دشمن را به ستوه آورند. ما که بالاخره باید بمیریم چه بهتر که با مرگ با عزت که همان شهادت است از این دنیای فانی رخت بربندیم که زهی سعادتمان است. به خواهرانم سفارش می کنم که حجاب اسلامی خود را همیشه حفظ کنند و با این کار حافظ خون هزاران شهید گلگون کفن باشند و بدانند که روح بزرگ شهدا نظاره گر اعمال ماست و خداوند بزرگ هم بر کارهای آشکار و پنهان ما بیناست و شنواست. باید یاد آور شوم به همسر و دو کودک خردسالم سلام می رسانم. امیدوارم از اینکه نتوانستم همسر خوبی برای مادرشان و پدر خوبی برای خودشان باشم مرا حلال کنند و مرا به بزرگی خودشان ببخشند. ..... مقداری کتاب در منزل دارم که هر چقدر آن را خانواده ام لازم دارند استفاده نموده و کتابهایی که استفاده نمی کنند به کتابخانه مدرسه علمیه امام صادق(ع) هشتگرد تحویل دهند و به آنجا هدیه نمایند تا طلاب علوم دینی عزیز استفاده شایان ببرند انشاءالله تعالی. ......دیگر عرض ندارم. به امید زیارت کربلا و قدس شریف
خدایا! خدایا! تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگه دار
از عمر ما بکاه و به عمر رهبر افزا
جنگ جنگ تا رفع کل فتنه از عالم
والسلام علی عبادالله الصالحین
22 مردادماه 1364
نبی الله مقصودی
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند