رازی که پشت دستان باندپیچیشده پنهان ماند

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «محمدرضا عبدالحسینی» ۲۰ بهمن سال ۱۳۴۴ در سوریان شهرستان بوانات دیده به جهان گشود. دوران کودکی را گذراند و ۷ سالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا سوم ابتدایی گذراند. سپس به یاری پدر شتافت.
محمدرضا از همان کودکی برای نماز و عبادت اهمیت خاصی قائل بود، از نظر اخلاقی و رفتار در بین اعضا خانواده و فامیل به خوش اخلاقی و مهربانی معروف بود. در هر حال همکار و همیار پدر و مادر بود و همیشه در کارهای کشاورزی پیش دستی میکرد.
با رسیدن به سن سربازی، دوران خدمت خود را آغاز کرد؛ دوره آموزشی را در کرمان و مابقی آن را ۲۰ ماه در لشکر ۷۷ خراسان و اهواز خرمشهر به پایان رساند و ۲ ماه را به فرمان رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) به عنوان بسیجی و در خدمت بسیج مشغول به خدمت شد.
مادر این شهید بزرگوار در خاطرهای روایت میکند: «پسرم همیشه برایم نامه میفرستاد، ولی چهل روز نه خبری از او داشتیم و نه نامهای؛ تا اینکه بعد از ۴۰ روز به خانه آمد ولی دستهایش را پیچیده بود از او پرسیدم مادر چه شده؟ محمدرضا گفت: چیزی نشده، دستهایم را پشه نیش زده و چون اذیت میشدم روی آنها را باندپیچی کردم، بعد از چند روز خواهرش برایم تعریف کرد که محمدرضا گفته که دستهایم به خاطر شیمیایی در جبهه تاول زده و من دستهایم را باند پیچی کردم تا مبادا مادر ببیند و ناراحت شود، و این چهل روز هم در بیمارستان اهواز بستری بوده است. آری او شیمیایی شده بود، ولی لب به سخن باز نمیکرد تا نگذارد من ناراحت شوم و این هم از رفتار و اخلاق نیکوی او بود.
مادر این شهید بزرگوار در ادامه میگوید: همیشه میگفت مادر بالاخره روزی میرسد که شهادت نصیبم میشود و همگان غافل از اینکه روزی محمدرضا شهد شیرین شهادت را مینوشد. نهال کاج کوچکی در حیاط خانه بود که هر وقت چشمش به این نهال میخورد میگفت: مادر وقتی شهید شدم این نهال را بالای سر مزار من بکارید؛ الان این نهال کاج، بالای مزار شهید درختی تنومند شده است.»
شهید «محمدرضا عبدالحسینی» سرانجام یکم شهریور سال ۱۳۶۵ به شهادت رسید و پیکر پاکش در گلزار شهدای سوریان شهرستان بوانات به خاک سپرده شد.
انتهای متن/