نوید شاهد| پایگاه فرهنگ شهادت

آلبوم عکس
آرشیو

دانشجو شهید علی محمدی هزاوه

هفتۀ اول خردادماه 1346 تازه تمام شده بود. هشتمین روز خرداد بود و تاکستان‌های هزاوه، سرسبز و به‌بارنشسته. انگورهای دانه‌درشت عسگری زیر نور آفتاب، مثل دانه‌های زمرد می‌درخشیدند و زنان روستا، چادربه‌کمربسته، سر زمین‌های کشاورزی، به کشت و کار مشغول بودند که خبر رسید کبری فارغ شده است. خدا پسری شیرین و دوست‌داشتنی به او بخشیده بود. اسمش را گذاشتند «حسین» و آرزو کردند صاحب این نام بزرگ، همراه پسر کوچکشان باشد.
همین نان حلال بود که سید مجتبی را به پسری مؤمن و انقلابی تبدیل کرد

همین نان حلال بود که سید مجتبی را به پسری مؤمن و انقلابی تبدیل کرد

سید مجتبی محمدی در سال 1346، در شهرستان خنداب به دنیا آمد. نه در خود شهرستان، که در روستایی کوچک و باصفا در حومۀ آن به نام «اناج». سید مجتبی، یک خواهر داشت و سه برادر. پدرش، سید قاسم، روزها عرق می‌ ریخت و کار می‌کرد تا نان حلال سر سفرۀ خانواده‌اش بگذارد. همین نان حلال بود که سید مجتبی را به پسری مؤمن و انقلابی تبدیل کرد.
کتاب ره یافتگان وصال

کتاب ره یافتگان وصال

کتاب ره یافتگان وصال ویژه سومین یادواره سردار سرلشگر شهید رحیم آنجفی و 45 شهید روستای مرزیجران