روایت اسماعیل شکیبا زاده از پسری که زود مرد میدان شد

روایت اسماعیل شکیبا زاده از پسری که زود مرد میدان شد

پدر شهید شکیبا زاده از پسری می‌گوید که در سال‌های التهابِ انقلاب، مسجد برایش مدرسه بود و جبهه، دانشگاهِ بلوغ. روایتِ او، حکایتِ نوجوانی است که خیلی زودتر از تقویمِ عمرش، قد کشید و مردِ میدان شد.
خاطرات پدر شهید غلامرضا مرادی از پسری که با عملش ماندگار شد

خاطرات پدر شهید غلامرضا مرادی از پسری که با عملش ماندگار شد

حاج علی مرادی وقتی از غلامرضا حرف می‌زند، از نوجوانی می‌گوید که نماز و قرآن برایش عادت نبود، خصلت بود؛ از پسری که کار را رها نمی‌کرد، برای پدرش هزینه درمان کنار می‌گذاشت و در خانه، ردّی از مسئولیت و مهربانی می‌گذاشت. این خاطرات، تصویر شهیدی را پیش چشم می‌گذارد که زندگی‌اش پیش از شهادت هم روایت‌کردنی بود.
صاحبِ این لبخند، روضه خوانِ غریبِ اربعین بود

صاحبِ این لبخند، روضه خوانِ غریبِ اربعین بود

قاب عکسی صمیمی از شهید سجادی نشان می‌دهد که چطور یک انسان می‌تواند با لبخندش دلگرمی راه باشد و با سوزِ روضه‌اش، دل‌های مشتاق را به حرم پیوند بزند.
او را جز آماده نبرد ندیدم/ خاطره‌ای از شهید ابراهیم یگانه

او را جز آماده نبرد ندیدم/ خاطره‌ای از شهید ابراهیم یگانه

یدالله صفایی در روایت خود از شهید ابراهیم یگانه، از رزمنده‌ای می‌گوید که در میدان مبارزه، فعالیت فرهنگی و جبهه، همواره با آمادگی، اخلاص و روحیه‌ای نترس حضور داشت.
از بَنَک تا بهشت

از بَنَک تا بهشت

شهید علی رنجبری، جوان سخت‌کوش و با ایمان دیار بنک، در نگاه همرزمش الگویی از شجاعت، دینداری و احترام به والدین بود که سرانجام آسمانی شد.
دلی که در خدمتِ خلق آرام نمی‌گرفت

دلی که در خدمتِ خلق آرام نمی‌گرفت

خاطرات مادر و برادر شهید محمد عامری‌نژاد، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که تا امروز پنهان مانده بود؛ تصویری از جوانی که حتی در سخت‌ترین شرایط جسمی و روحی، همیشه دیگران را بر خود مقدم می‌شمرد و لبخندش، تسلایِ دلِ خانواده بود.
وقتی رنج سال‌های اسارت در دیدار رهبر شهید رنگ باخت

وقتی رنج سال‌های اسارت در دیدار رهبر شهید رنگ باخت

یوسف بختیاری، آزاده و پاسدار بوشهری، در روایتی تکان‌دهنده از روز‌های سخت اسارت و فقدانِ امام خمینی (ره)، دیدار با امام شهید را که برای او فراتر از یک ملاقات ساده بود، مرهمی بر تمام درد‌های سال‌های دور از وطن می‌داند.
پسرم دامادی زمین را نخواست
روایت مادرانه از حسرتی که آسمانی شد

پسرم دامادی زمین را نخواست

مادر شهید، از جوانی می‌گوید که دل به ماندن نبست و پیش از آن‌که دامادی‌اش در زمین برپا شود، به ضیافت آسمانی رسید؛ روایتی مادرانه از پسری که عاقبت به‌ خیری را بر همه آرزو‌های دنیایی ترجیح داد.
شهیدی که از همسرش خواست فرزندانش شاگردان مکتب حسین (ع) باشند

شهیدی که از همسرش خواست فرزندانش شاگردان مکتب حسین (ع) باشند

شهید «جهانگیر افشین» در وصیت نامه خود از همسرش خواست: آزاده و زینب وار زندگی کن و فقط از بچه هایم مواظبت و محافظت کن و بدان که آنان باید شاگردان مکتب حسین (ع) باشند.
دعای شهادت در حرم امام رضا (ع) و اجابت آن

دعای شهادت در حرم امام رضا (ع) و اجابت آن

شهید «محمد خسروی» در کنار قبر امام هشتم (ع)، امام را واسطه قرار داد و در آنجا گفت؛ ای خدا اگر من لیاقت شهادت تو را ندارم، آمده‌ام تا امام را واسطه قرار دهم.
بعدی 1 2 3 4 5 قبلی