آخرین تفریح | خاطره خواندنی از شهید

آخرین تفریح | خاطره خواندنی از شهید "احمد رنجبری"

آن روزها اوضاع منطقه خوب نبود، رژیم بعثی عراق دست به جنگی نابرابر زده بود و هر روز مناطقی از ایران، خصوصا مناطق مرزی را بمباران می‌کرد و سعی داشت با کشتن مردم بی دفاع از جمله کودکان و زنان بی گناه، شکستهای پی در پی خود در برابر سربازان اسلام را جبران کند... متن کامل خاطره ای از روزهای جنگ و بمباران را در نوید شاهد کردستان بخوانید.
خاطراتی کوتاه و خواندنی از مرد روزهای سخت

خاطراتی کوتاه و خواندنی از مرد روزهای سخت

شهید «محمد امین امینی» بیش از سه بار در عملیات ها زخمی شد ولی هربار که زخمهایش بهبود می‌یافت جسورتر از قبل به دل دشمن می زد گویی ترسش از مرگ به کلی از بین رفته بود.
شهیدی که نمی توانست ظلم ببیند و ساکت بنشیند

شهیدی که نمی توانست ظلم ببیند و ساکت بنشیند

شهید «نعمت الله احمدی» با مشاهده اعمال خشونت بار و ظلم و ستم ضد انقلاب نسبت به مردم بیگناه داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی رفت و می‌گفت جدای از وظیفه قانونی وظیفه شرعی ماست که در برابر ظلم ساکت ننشینیم و چون بزدلان خود را در پستوی خانه‌ها قایم کنیم. برای ادامه خاطرات خواندنی خواهر شهید نعمت الله احمدی با ما همراه باشید.
رمز ارتباط این شهید کردستانی با قم چه بود!

رمز ارتباط این شهید کردستانی با قم چه بود!

«وقتی فصل کشاورزی تمام می‌شد و به اصطلاح خرمن گندم را جمع می کرد، مقداری از محصول را کنار می گذاشت و می‌گفت این زکات امسال است، بعد برای ادای زکات به قم سفر می‌کرد و از اینکه به چه کسی و به کجا تحویل می‌داد ما بی اطلاع بودیم. با شهر قم در ارتباط بود و بویژه در سال 1357 این ارتباط بیشتر شده بود ... » آنچه خواندید گوشه‌ای از خاطرات فرزند شهید قنبری است که نوید شاهد شما را به خواندن متن کامل این خاطره دعوت می‌کند.
تحقق رویای دیدار شهید صادقیان با مادر

تحقق رویای دیدار شهید صادقیان با مادر

فقط شهادت می‌توانست عشق وافر شهید « فیروز صادقیان » را التیام ببخشد.او به واسطه بسیج داوطلبانه عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان قروه شد و از آنجا عازم منطقه عملیاتی شلمچه گردید . آنچه می خوانید خاطره ای است که از زبان برادر ایشان نقل شده است، خاطره ای خواندنی که به تحقق شیرین یک رویا می پردازد.
پدر شهید پرویزی: حیا و وقار پسرم زبانزد خاص و عام بود

پدر شهید پرویزی: حیا و وقار پسرم زبانزد خاص و عام بود

«نصر الدین آخرین باری که میخواست برگرده به خدمت سربازی انگار برگشتنش با قبل فرق می‌کرد، تا اون لحظه دوری از کسی آنقدر اذیتم نمی‌کرد اما این بار هنوز نصرالدین ازم جدا نشده بود دلتنگش شدم،خیلی حس عجیبی بود.» آنچه که خواندید بخشی از سخنان پدر شهید « نصر الدین پرویزی » است، که شما را به خواندن متن کامل آن دعوت می کنیم.
ساعت به وقت بمباران !!

ساعت به وقت بمباران !!

توبگی الآن داداشم کجاست چرا خبری ازش نیست! نکنه خدای نخواسته ... اما ناگهان از این فکر بر خود لرزید و هوار زد: «خدایا نه نه ! دیگه طاقتشو ندارم ، هنوز زخم‌های دلم تازه‎س.» آنچه خواندید گزیده ای از دلنوشته دکتر "بهروز خیریه" است که متن کامل آن تقدیم حضورتان می شود.
بوی عطر شهادت از محلات سنندج هنوز به مشام می‌رسد

بوی عطر شهادت از محلات سنندج هنوز به مشام می‌رسد

28دی ماه سال 1365 مردم شهیدپرور شهر سنندج با تقدیم بیش از 220 شهید گلگون کفن که بیشتر آنان را شیر زنان و کودکان خردسال تشکیل می‌داد و بیش از 123 جانباز حماسه دیگری را خلق نمودند.
عراقی بود اما برای ایران جان داد

عراقی بود اما برای ایران جان داد

با نگاهی به زندگی و خاطرات پاسدار شهید" سیروان آغال" در می یابیم: او از مهاجران عراقی به ایران بود و برای دفاع از حیثیت کشور به عضویت سپاه پاسداران درآمد اما بعدها توسط ضدانقلاب دستگیر و تحویل رژیم بعث عراق گردید و در زندان ابوغریب پس از تحمل شکنجه های وحشیانه به درجه شهادت دست یافت. آنچه می خوانید برشی از زندگی نامه این شهید گرانقدر است که از حضورتان می گذرد.
آخرین وداع

آخرین وداع

بسیجی شهید " محمدحسین علیرمایی" برای دفاع از نظام و ملت به عضویت بسیج درآمد و در کسوت بسیجی منشا خیر وخدمت فراوانی شد. او طی یک درگیری با ضدانقلاب در روستای تینال به فیض عظمای شهادت نایل گردید. شما را به مطالعه خاطره خواندنی" آخرین وداع" از زبان همسر شهید در نوید شاهد کردستان دعوت می کنیم.
بعدی 4 5 6 7 قبلی