شهید «منوچهر ابراهیم زاده» در وصیتنامه خود مینویسد: چند کلمه به شما عزیزان محصل طوری نشود که با کسب علم هدف را فراموش کنید، مداد علما افضل خون شهداست، هدفتان کسب خشنودی رضای خداوند و یاریگر دین خدا میباشد.
«جعفر بخشیان کلاریجانی» در وصیتنامه خود مینویسد: پدر و مادرم! عالم از خدا و جلوهی آیات خداست. همهی عالم به سوی او برخواهد گشت. چه بهتر که برگشتن به سوی خدا اختیاری و انتخابی باشد، چه انسان در دریای گلولهها شناور باشد و چه راحت و آسوده در خانه آرمیده باشد باز هم روزی مرگ به سراغ آدم خواهد آمد، پس چقدر شیرین است که شهادت در راه خدا را انتخاب کند.
شهید «علی اکبر قلعه آقا بابایی» در وصیتنامه خود مینویسد: اگر چه دنیا زیبا و دوست داشتنی است و آدم را به طرف خودش میکشد، اما خانهی پاداش الهی، خانه آخرت خیلی از دنیا زیباتر است، خیلی از دنیا بالاتر و عالیتر است اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت پس چرا انسان آن راه در راه خدا انفاق نکند و اگر این بدنهای ما ساخته شده است که آخر کار بمیرد پس چرا در راه خدا قطعه قطعه نشود.
شهید علی شرفخانلودر وصیت نامه خود مینویسد:چون بدون زیارت و با آرزوی زیارت کربلا از این دنیا میروم خواهش میکنم که انشاءالله بعد از آزادی کربلا عکس مرا به عنوان زائر امام حسین (ع)، بزرگ آموزگار شهادت به کربلا برده و در زیر پای امام (ع) نصب نمائید و در زیرش جمله (با آرزوی زیارت تو شهید شدم یا حسین) را بنویسید.
شهید «حسین مشتاقی» در وصیتنامه خود میگوید: «نمیدانم چگونه از دنیا میروم، اما آرزوی من جان دادن در راه خداست، اینکه در جوانی رفتهام خوشحال باشید، دلم برایتان میسوزد که میخواهید غم از دست دادن جوان را تحمل کنید.»
شهید «علی احمدی» در وصیتنامه خود مینویسد: زندگی یک کلاس درس بیش نیست که انسان باید دیر یا زود امتحان پس بدهد و اگر من داوطلب به جبهه برای حق و اسلام عازم شدم شاید موقع امتحان فرا رسیده است تو نیز زینب گونه پیام مرا و تمامی شهیدان راه خدا را بگوش جهانیان برسان و زینب گونه به راه شهیدان ادامه ده و تو هم نیز به دیگران بسپار.
شهید «علی اصغر اسدی» در وصیت نامه خود مینویسد: «پدر و مادر بزرگوارم؛ در طول عمر خویش، چنان که باید در خدمت شما نبودم و شاید رنجهایی بر شما روا داشتهام. اکنون، اما آرزومندم که جانم را در طریقِ رضای حضرت حق، که تجلیِ محبتِ شماست، نثار کنم. مباد که مرا ناکام انگارید؛ چرا که من در این مسیر، به والاترین مقصد و مقصودِ هستی نائل گشتهام.»
شهید «اسماعیل باباگلی کله بستی» متولد ۱۳۴۸ در شهرستان بابلسر به دنیا آمد و در عضویت بسیجی و در لشکر ۲۵ کربلا و در رسته پیاده به اسلام خدمت میکرد که در سوم بهمن ماه ۱۳۶۵، هجری شمسی در منطقه شلمچه شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در گلزار شهدای کله بست به خاک سپرده شد.
«ذکر الله چوپانی جویباری» چهارم خرداد ۱۳۴۷ در جویبار به دنیا آمد. پدرش رجبعلی مادرش سکینه نام داشت و تا مقطع متوسطه درس خواند و از سوی بسیج وارد جبهه شد و سرانجام در تاریخ ۴ دی ۱۳۶۵ در منطقهام الرصاص به شهادت رسید.
شهید «مهدی خاطری» دوم شهریور ۱۳۴۷، در شهرستان ساری به دنیا آمد. پدرش علی و مادرش لیلا نام داشت. وی به عنوان انتظامی در جبهه حضور پیدا کرد. هفدهم مرداد ۱۳۷۰ مریوان بر اثر جراحات وارده به بدن، شهید شد. نوید شاهد مازندران در سالروز شهادت، اسناد و دستنوشتههای این شهید والامقام را برای علاقهمندان منتشر میکند.