خانواده معلمی که آخرین درسشان را در سنگر پس دادند
گفت‌گو با مادر شهید معلم «بهنام بختیاری»:

خانواده معلمی که آخرین درسشان را در سنگر پس دادند

پدر و مادر معلم بودند، پسرشان هم معلم شد اما تقدیر نوشته بود که بهنام بختیاری معلم جوان کرجی، آخرین درس زندگی‌اش را نه در کلاس درس که در سنگر اسلحه‌خانه دهلران بدهد. مادرش با چشمانی پر از اشک و دلی پر از غرور می‌گوید: "رفتنش برای دفاع از وطن، بزرگترین درس وظیفه‌شناسی بود که به همه شاگردانش داد". حالا در حوالی روز معلم، یاد این شهید معلم، زنده‌تر از همیشه است.
شهادت پایان نبود، شروع عشقی جاودانه بود
گفت‌وگو با دختر شهید کارگر «حامد زارعی»:

شهادت پایان نبود، شروع عشقی جاودانه بود

مهندس «مریم زارعی» دختر شهید کارگر به مناسبت بزرگداشت مقام کارگر و گرامیداشت روز دختر به خبرنگار نوید شاهد می‌گوید: «شهادت پایان عشق نیست، آغاز یک راه نورانی است. پدرم این را با جانش ثابت کرد. امروز، من به عنوان دختر یک شهید، نه تنها غم فراق ندارم، بلکه افتخار می‌کنم که وارث میراثی هستم که او با خونش به یادگار گذاشت: عشق به خدا، میهن و مردم.»
معلمی که درس ایثار را در جبهه‌ها به رزمندگان آموخت
گفت‎گو با مادر شهید معلم «داوود بهادری»:

معلمی که درس ایثار را در جبهه‌ها به رزمندگان آموخت

مادر شهید معلم در روایت از فرزند شهیدش بیان می‌کند که داوود می‌گفت: «"مامان! حقوقش کم باشه، مهم نیست... این کار ثوابش بیشتره!" این را گفت و راهی مدرسه‌های محروم اشتهارد شد؛ معلمی که به جای پول، با دلش حساب می‌کرد. داود بهادری، همان‌جا که بچه‌های خاکی‌پوش محله، الفبا را با اشتیاقش یاد گرفتند، بعدها در جبهه‌های جنگ هم "درس ایثار" را به رزمندگان آموخت.
دست‌های پینه‌بسته و قلبی آسمانی؛ روایت پدر کارگری که گوهرش را به وطن بخشید
گفتگویی با پدر شهید «رضا(حمیدرضا) عزیزی»:

دست‌های پینه‌بسته و قلبی آسمانی؛ روایت پدر کارگری که گوهرش را به وطن بخشید

محمدشفیع عزیزی، مردی با دست‌های زخم‌خورده از کارگری و قلبی مالامال از عشق به وطن، در خانه محقرش در گوهردشت کرج، روایت زندگی پر فراز و نشیب خود را بازگو می‌کند. او که چهار پسر رزمنده تربیت کرد، امروز با سربلندی از حمیدرضا، کوچکترین فرزندش سخن می‌گوید؛ همان نوجوان سیزده‌ساله‌ای که با اشتیاقی آسمانی به جبهه شتافت و در هفده‌سالگی، نامش را در دفتر شهدا ثبت کرد. این روایت، داستان کارگری است که نه با کلمات، بلکه با عمل ثابت کرد عشق به میهن را می‌توان در سخت‌ترین شرایط زندگی نیز پرورش داد.
کارگری که با دستان پینه‌بسته نان خانواده را داد و از میهن دفاع کرد
مصاحبه با مادر شهید کارگر «زیدالله لازمی»؛

کارگری که با دستان پینه‌بسته نان خانواده را داد و از میهن دفاع کرد

در آستانه روز کارگر به سراغ خاطرات مادر شهید زیدالله لازمی رفتیم؛ کارگر ساده‌ای که هم در کارگاه‌های قرقره‌سازی کرج با دستان پرصلابتش چرخ زندگی را می‌چرخاند و هم در خط مقدم جبهه‌های جنوب، با همان دستان پرتوان از خاک میهن دفاع کرد. این روایت، داستان زندگی کارگری است که مهریه همسرش را با پنجاه تومان شروع کرد و سرانجام با خون پاکش، مهریه‌ای ابدی بر پیشانی تاریخ این سرزمین ثبت نمود. از مرغداری کرج تا شلمچه، از دستان آغشته به روغن ماشین‌آلات تا مشت‌های گره‌کرده در برابر دشمن - این‌ها فصل‌های زندگی مردی است که ثابت کرد هم در کارگاه کارگر واقعی و هم در میدان نبرد، یک رزمنده است.
سربازی که کلید ضریح حرم حضرت زینب (س) در دستانش بود
گفت‌وگو با مادر شهید ارتشی مسعود جوادی:

سربازی که کلید ضریح حرم حضرت زینب (س) در دستانش بود

«حمیده نواده‌قره‌سید» مادر شهید«مسعود جوادی»از سی سال چشم به راهی مادر، سی سال انتظار برای بازگشت پسری که عطر نمازش هنوز در خانه می‌پیچید، برای نوید شاهد البرز روایت می‌کند. او از روزهای نوجوانی مسعود تا آن خواب عجیب دوستش که پیش از شهادت، سرنوشت او را با حضرت زینب(س) گره زد، می گوید.
سرباز آسمان‌ها؛ روایت شهید ارتشی که با بال‌های ایمان پرواز کرد
گفت‌وگو با مادر شهید عبدالله زارعکار؛

سرباز آسمان‌ها؛ روایت شهید ارتشی که با بال‌های ایمان پرواز کرد

نوید شاهد البرز گفتگویی با مادر شهید ارتشی «عبدالله زارعکار»؛ سرباز نیروی هوایی ارتش انجام داده است که نه با جنگنده بلکه با دل‌های آهنین هم‌رزمانش، از میهن دفاع کرد. این گفتگو را تقدیم مخاطبان می کنیم.
سرباز ارتشی؛ سقایی در آتش
گفت‌و‌گو نوید شاهد البرز با جانباز ۶۵ درصد ارتشی؛

سرباز ارتشی؛ سقایی در آتش

جانباز 65 درصد ارتشی بهروز هاشمی در گفت‌گو با نوید شاهد بیان می‌کند: «در لشکر ۲۸ کردستان، مسئولیت من رانندگی تانکر آب بود. در آن روز‌های سخت، توپ‌های فرانسوی خرمشهر را زیر آتش گرفته بودند. ما در صحرای جفیر مستقر بودیم و هر روز با خطر مواجه بودیم. حملات شیمیایی دشمن همیشه بدون اخطار می‌آمد؛ تنها با بوی شکلات متوجه می‌شدیم که باید فوراً چفیه‌ها را خیس کنیم و بر صورت ببندیم. ادامه این مصاحبه را بخوانید.»
مداح و نوحه‌سرای جبهه بود
گفتگو با مادر شهید روحانی «اسماعیل یزدان‌یار»:

مداح و نوحه‌سرای جبهه بود

مادر شهید روحانی «اسماعیل یزدان‌یار» در گفت‌وگو با نوید شاهد در روز بزرگداشت شهدا می‌گوید: «همیشه دعای کمیل در روستا را او برگزار می‌کرد. صدایش خوب بود. مردم همه برای دعای کمیل می‌آمدند. در جبهه هم مداحی و نوحه ‎سرایی می‌کرد.»
عزیزدردانه‌ای که انقلابی شد
گفت‌وگو با مادر شهید انقلاب اسلامی:

عزیزدردانه‌ای که انقلابی شد

«عذرا اشرفی‌گودرزی» مادر شهید «نبی‌اله گودرزی» می‌گوید: «دوران کودکی خوبی داشت. عزیزدردانه‌ی خانواده بود که پا در مسیر انقلاب گذاشت. جانش را کف دستش گرفته بود و من به دلیل این اقداماتش از نگرانی شب و روز نداشتم.»
بعدی 6 7 8 9 قبلی