نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

الان نزدیک به 35 ساله که رفته

الان نزدیک به 35 ساله که رفته

مادر شهید «عبدالرضا مینکی» می‌گوید: «گفت مادر من به جبهه می‌‎روم، گفتم تو کوچیکی نمی‌توانی بروی، گفت نه من می‌توانم تفنگ بردارم، از وقتی که رفت، چند ماه گذشت ولی عبدالرضای من نیامد، رفتم سپاه گفتن مادر ما نمی‌دانیم کجا ترکش خورده یا شهید شده، الان نزدیک به 35 ساله که رفته است.»
دو پسر عمو که با هم راهی جبهه شدند و با هم آمدند

دو پسر عمو که با هم راهی جبهه شدند و با هم آمدند

جعفر پدر شهید «سعید افسریان» در خاطرات فرزندش گفت: «من در رفتن او به جبهه نه نیاوردم و او به جبهه رفت. او یک هفته در جبهه بود و بعدش خبر شهادت او را برایم آوردند. سعید و پسر عمویش را یکروز با هم تشییع کردیم.»
پسرم جبهه را بیشتر از هر چیزی دوست داشت

پسرم جبهه را بیشتر از هر چیزی دوست داشت

مادر شهید والامقام «اسفندیار نوروزی» در بیان خاطرات فرزندش می گوید: پسرم علاقه زیادی به جبهه داشت. تا قبل از سن سربازی به زور او را نگهداشتم که جبهه نرود ولی وقتی به سن سربازی رسید سریعا به جبهه رفت.
مادری چشم انتظار

مادری چشم انتظار

حبیبه عزیزی مادر شهید «پرویز صلحی‌جوان» می‌گوید: «پرویز ۱۵ روز مانده بود که سربازی‌اش تمام شود، که به شهادت رسید. هنوز پیکرش شناسایی نشده و من هر سربازی را که می‌بینم یاد فرزندم می‌افتم.»